امام صادق ( ع ) فرمودند پاشو برو پيش تنور ، رفت ديد چهار زانو نشسته وسط آتش ، و آن تصرف الهى كه « يانار كوني برداً و سلاما » آن تصرف الهى كه از طرف خدا به آتش نمروديان آمد . آن تصرف والايى از امام صادق آمد ، آتش سرد شد براى او ، سلامت شد براى او ، فرمودند بيا بيرون ، امام صادق فرمودند اين مريدها در خراسان چند تا داريم ؟ ! تا قيام كنيم ، فرمود از اينها هيچى مثل من خيلى ، مثلى كه مىخواهند و يسلموا تسليما ، و اين انقلاب شما تا به اينجا آمده است اگر حضرت امام نبود و آن ارادت همه به او ، ارادت به اين توحيد يسلموا تسليما ، مسلم اين انقلاب شما از بين رفته بود ، دشمن چون كه زعامت اسلامى را درك نكرده بود ، دشمن چون نفهميده بود كه شيعه رهبر دارد ، رهبرش يك معناى خاصى دارد ، اينها يقين داشتند كه همان سالهاى اول و دوم اين انقلاب نابود مىشود ، حسابها كه كرده بودند ، حسابها پيش او دو دو تا چهار بود كه از بين مىرود ، اين لانهء جاسوسى ، كه داشتند كارها را مىكردند ، براى اينكه معلوم است خودبخود خنثى مىشود ، كى را بگذاريم ، چكار بكنيم ، چكار بايد كرد پيششان خيلى واضح بود ، براى اينكه نشناخته بودند رهبرى در اسلام يعنى چه ؟ اما وقتى كه رهبرى در اسلام
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤١