تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
حضرت ولىعصر كه باز مجتهد جامع‌الشرايط را ، حاكم ، رهبر ، زعيم جامعه شيعه قرار دادند ؛ يعنى آن حكومتى كه مختص پروردگار عالم بود به اجازهءپروردگار عالم ، پيغمبر حكومت پيدا كرد ، همچنين به اجازهء پروردگار عالم ائمه طاهرين حكومت پيدا كردند و به اجازهء خدا وقتى دسترسى به پيامبر و ائمه طاهرين نباشد چه در زمان حضور ، چه در زمان غيبت صغرى ، چه زمان غيبت كبرى ، مجتهد جامع‌الشرايط ؛ و اين قضيه ، يك قضيهء خيلى واضحى هم هست همانطور كه در ضمن بحث هم گفتيم ، اگر ما موضوع محمول قضيه را تصور كنيم ، لازم قضيه به ذهن مىآيد ، معنا ندارد يك امتى بدون سرپرست ، يك ملتى ، يك شيعه‌اى كه مىخواهد رهبرى دنيا را بدست بگيرد ، يك شيعه‌اى كه امام زمان ، ائمه طاهرين مىدانستند كه تا روز قيامت باقى است و به دست او به سرپرستى امام زمانش پرچم اسلام روى كرهء زمين برافراشته مىشود ، اين بدون سرپرست باشد . عقلًا وقتى كه يك جمعيت كوچكى ، به قول خودشان ، يك اكيپ كوچكى ولو چهار نفرى ، ده نفرى يك جايى مىفرستند يكى از اينها را رئيس قرار مىدهند و مىگويند چهار نفر بدون رئيس نمىشود . اگر پنج نفر يك كارى را بخواهند