عمل نكند ، راوى حديث ما باشد ، تابع حديث ما باشدو علاوه بر اين نظر داشته باشد ، يعنى مجتهد باشد
« و نظر في حلالنا و حرامنا
» علاوه بر اين كه راوى است ، راوى صرف نه ، راوى نظردار يعنى مجتهد ، علاوه بر اجتهاد «
عرف احكامنا »
عارف به معارف اسلامى باشد ، جوابگوى جامعهء بشريت باشد . اگر در معارف اسلامى از او چيزى سؤال كردند بتواند جواب بدهد و به عبارت ديگر مجتهد جامعالشرايط باشد فرمودند
« فليرضوا به حكما
» روايت اينها بايد رضايت بدهند به حكومت او ، به قضاوت او
« فاني قد جعلته عليكم حاكما
» من اين را يعنى اين مجتهد جامعالشرايط را حاكم قرار دادم بر مردم ، همان جملهاى كه پيغمبر فرمود : من كنت
مولاه فهذا علي مولاه
اين هم امام صادق ( ع ) مىفرمايد :
« فاني قد جعلته عليكم حاكما » بعد
به اين اكتفا نكردند ، فرمودند . اگر او حكمى بكند ، حرفى بزند ، حكم او ، حرف او پذيرفته است و اگر كسى حرفش را ، حكمش را نپذيرفت ، سبك شمرده است حرف او را ، استخفاف به حرف ماست ، و استخفاف به حرف ما ، استخفاف به حرف خداست ، بعد باز اكتفا به اين نكردند و فرمودند كه اگر كسى او را رد كند و حكومتش را نپذيرد ، حرفش را نپذيرد ، قضاوتش را نپذيرد ، رد بر ماست و كسى كه رد بر ما كند ، رد بر خدا كند
فهو في حد شرك بالله العظيم
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣١