علمجويى
غريزه ممتاز ديگرى كه اختصاص به نوع انسان دارد و تمايلى بس و الا و ارزشمند به شمار مىرود ، غريزه طلب علمو جويندگى دانش و آگاهى است كه گفته مىشود بسان غريزه مذهب از همان ابتداى تولد و روزهاى آغاز زندگى بالفعل و داراى رشد و نمو است ، لذا مرتباً ديده مىشود كه كودك به انحاء مختلف و روشهاى گوناگون در جستجوى آن مىباشد ، مثلًا زمانى كه هنوز قوهء ناطقه و گويايى او به مرحله فعليت نرسيده است و توانايى تكلم ندارد ، از طريق لمس كردن و حسهاى ديگر چون ديدن و چشيدن ، به دنبال ارضاى اين غريزه روحى است ، ولى به محض اينكه قادر بر صحبت كردن شد و توانست كه خواستههاى خويش را از طريق يبان زبانى مطرح سازد ، به تناسب استعداد و قابليت خويش ، ناشناختههاى اطراف خود را با پرسشهاى متعدد و ممتد و طولانى كاوش مىكند ، به نحوى كه گاه باعث آزردگى و خستگى اطرافيان ، مخصوصاً والدين خود مىشود . اما پدر و مادر به طور اخص و ديگران بطور اعم بايد مواظب باشند تا با پاسخ متناسب و فراخور حال كودك خصوصاً كودكان تيزهوش و داراى استعداد درخشان و با تسلط بر اعصاب خويش و همراه با تلطف و مهربانى ، شكوفه و غنچه نورسته و تازه روييدهء غريزه علميابى را در آنها هر چه بارورتر نموده و به مرحلهء قابل قبولى از فعليت برسانند .
اين غريزه با گذشت زمان و سپرى شدن سالهاى زندگانى ، رو به پيشرفت و تكامل مىرود تا زمانى كه كودك به سنين جوانى و نوجوانى مىرسد . اين دوران كه مىتوان گفت