امور احكام دينى متخصص است و گردن نهادن به نظرات او و انجام دستورات بر طبق رسالهاى كه تنظيم كرده است نيز يك تقليد بشمار مىرود ، اما نه تقليدى مذموم و زشت و يا دنبالهروى در امور مختلف زندگانى از كارشناس آن رشتهها حتى آهنگر ، نجار ، بنا و . . . كه تخصص و تعهد آنها بر ايمان احراز شده باشد ، علاوه بر اينكه تقليد غلط و نكوهيدهاى نيست بلكه چاره و گريزى نيز از پذيرش آن نداريم زيرا اين امرى مسلم و بديهى است كه همه انسانها نه تنها نمىتوانند در همهء امور زندگى داراى تخصص لازم شوند آن هم بطورى كه ديگر نيازى به غير نداشته باشند بلكه كارشناس شدن همهء افراد بشر حتى در يك امر واحد هم شدنى نيست ، چرا كه موجب اختلال در نظام زندگى انسانها مىشود .
فرض كنيم كه تمامى انسانها بخواهند فقط در يك امر پزشكى كارشناس شوند ، يعنى همگى تمام همت و تلاششان را در اين راه به كار ببندند تا عنون متخصص بر آنها صادق شود و خود از مراجعه به ديگرى در اين زمينه بىنياز گردند به روشنى قابل تصور است كه به زودى چرخ زندگى از حركت باز ايستاده و جامعهء بشرى از هم خواهد پاشيد ، چون اين انسانهاى كارشناس در مسئله طبابت ، به هزار و يك نوع خواسته ديگرى هم نياز دارند كه از شناخت و تبحر در آن بىبهرهاند و زندگى ابتدايى روزمرهء آنان بدون برآورده شدن اين حوائج معطل خواهد ماند .
بنابراين مىبايست در يك جامعه انسانى ، عدهاى در احكام دينى متخصص شوند ، تعدادى به كارشناسى در مسئله پزشكى بپردازند ، بعضى به صنايع مشغول گردند و ديگران به ساير حرفهها و مشاغل روى آوردن و هر كدام در هر مسألهاى كه اطلاع ندارند ، به ديگرى كه صاحب دانش آن فن و كار است مراجعه كنند و به اصطلاح در آن امر از او تقليد نمايند .
تخصص و تعهد ، دو ويژگى جدايى ناپذير مقلد
نكتهاى كه اشاره به آن ضرورى است ، اينست كه مقلد ما در امور مختلف ، يعنى شخصى