تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و سرزنش قرآن‌مجيد واقع شده است . قرآن شريف از مردمى ياد مىكند كه حتى در اعتقادات خود نيز از پدران و اجداد گمراه خويش تقليد كرده و حاضر به دست كشيدن از آن نبودند و هرگاه به آنان خطاب مىشد كه اسلام بياوريد ، مىگفتند كه ما مقلد پدران خويش هستيم ، آنها بت مىپرستيدند ما نيز بايد بت بپرستيم ، آنها همين راه را رفته‌اند ، ما نيز بايد برويم .
انّا وَجَدنا آبائَنا عَلى امَّهء وَ انّا عَلى آثارِهِم مُقتَدُون
« 1 » « ما پدران خود را بر آيينى ( و راهى ) يافته‌ايم و ما از پى ايشان راهسپريم » . يعنى اين بت‌پرستان ، با توجه و از روى آگاهى ، باورهاى خطاى اجدادى خويش را تقليد مىكردند ، اما براى آن ، دليل و منطق عقلى نداشتند .

تقليد ممدوح

اگر چه تقليد با تعريف فوق ، امرى نكوهيده و زشت به حساب مىآيد و صاحب آن در نزد عقلا ، انسانى بى منطق و بدون استدلال بشمار مىرود ، اما گاه ضرورتها و ناچاريهاى زندگانى دنيوى اقتضا مىكند كه انسان در بعضى از امور مقلد باشد و به تبعيت از ديگران بپردازد . كه البته وجود شرايط و ويژگىهايى اين گونه موارد تقليد اضطرارى را از ساير تقليدها متفاوت و ممتاز مىسازد و نه تنها آن را از زمرهء كارهاى مورد نكوهش و مذمت خارج كرده بلكه مورد استفادهء عقلاى جهان نيز قرار مىدهد و آن تقليد جاهل از عالم و عامى از متخصص و كارشناس متعهد است ، حال درهر رشته و زمينه‌اى كه مىخواهد باشد . مراجعهء انسان مريض به طبيب يعنى كسى كه در زمينه پزشكى تخصص دارد و پذيرش حرفهاى او و عمل به نسخه‌اى كه مىنويسد يك تقليد است ، اما نه تقليدى پوچ و بىهدف ، تبعيت يك انسان مسلمان از مجتهد و فقيه اعلم ، يعنى شخصى كه در
هامش
( 1 ) - سوره زخرف / 23 .