اگر چه قانون « منابهه و محاكات » يعنى تبعيت و پيروى بىچون و چرا و ناآگاهانه و بىمنطق از ديگران اصولًا با ساختمان وجودى كودكان و افكار بچهگانه ، و با طبيعت حيوانات و فاقدين عقل انسانى سازگار است و وجود آن در ميان انسانهاهى بالغ و عاقل امرى خلاف اصل و دور از انتظار به حساب مىآيد ، جاى بسى افسوس و تأسف است كه امروز افرادى كه تعداد آنان كم هم نيست از يگانه گوهر انسانى خويش يعنى عقل و قوه تعقل و تفكر غافل شده و به دنبال هر صدا و هر حركتى مىافتند و چشم و گوش بسته ، بىتوجه و نابخردانه به گفتار و كردار افراد ديگر نظر دارند ، هر چه آنان بگويند ، تكرار مىكنند و هر آنچه آنان انجام دهند ، آن را ملاك كار خويش قرار مىدهند .
اين مثال كه همگى آن را شنيدهايد ، زبان حال خوب و روشنى براى افراد اين گروه است كه اگر مانعى را به ارتفاع نيممتر در مسير راهى كه گوسفندان از آن عبور مىكنند بگذارند ، گوسفندهاى پيشاپيش گله كه به آنجا مىرسند ، براى ادامه حركت از روى آن مىجهند . اين حركت موجى را در مابقى گوسفندان گله نيز ايجاد مىكند به اين صورت كه حتى اگر آهسته آن مانع را از مسير عبور گله بردارند ، هر گوسفندى كه به آن نقطه از مسير مىرسد ، بىدليل و بىتوجه و فقط به متابعت از قبلىها ، جهشى را انجام مىدهد ، هر چند ديگر در آنجا مانعى هم وجود نداشته باشد .
متأسفانه امروزه بسيارى از جوانان و نوجوانان ما كه آيندهسازان اين كشورند و سعادت و سلامت جامعهء ما مرهون كردار و رفتار صحيح آنهاست نيز به اين بليه خانمانسوز و ويرانگر مبتلا شده و نگاه و گوش و اراده و نظر آنها در روش و منش تابع بيگانگانى است كه براى آنها طرح لباس ، طرز برخورد ، شيوه آرايش ، نحوهء كردار و روش شخصيت و منش و . . . تعيين كنند و باصطلاح مدسازى و مدلتراشى مايند . حال آيا اين گونه تبعيت در روش و منش و آرايش و پوشش ، مايهء رشد و اعتلاى آنها و زمينهساز تكامل و آرامش جامعه آنها و متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم و عقايد آنهاست يا بر عكس ، غير از وابستگى بىحد و حصر و از دست دادن استقلال فكرى و ملى ، پشت پازدن به فرهنگ
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٨٨