تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كه ما از او در كارهاىمان تقليد و پيروى مىكنيم بايد متخصص و متعهد به معناى واقعى كلمه باشد تا تقليد و پيروى از او از مصاديق تقليد پسنديده به حساب آيد و گرنه مراجعه به هر كسى هر چند عنوان ظاهرى يك فنى را هم داشته باشد اما نه در حد تخصص و تعهد مثل رجوع به يك پيرزن براى طباب و يا به داروفروش براى تجويز دارو و يا به هر روحانى براى تقليد احكام دينى و يا ساير امور ، باز همان عنوان تقليد غلط و ناپسند را در پى خواهد داشت ، زيرا درست است كه ما در بعضى از امور ناچار از مراجعه به ديگران هستيم ، اما نه مراجعه به هر كس براى هر كارى كه پيش آمد ، بلكه تقليد و رجوع به كسى كه ميزان بالاى آشنايى و پايبندى او يعنى تخصص و تعهد او در نزد عده‌اى و لااقل در پيش خود ما محرز و ثابت شده باشد . بهرحال ، تقليد يعنى رجوع به ديگران با توجه ولى بدون دليل و اين قاعده حتى در مواردى كه ما تقليد را پسنديده و يا واجب مىدانيم نيز جارى است ، يعنى شما با توجه به دكتر و طبيب مراجعه مىكنيد ولى ديگر دليل اينكه چرا بايد مثلًا اين آمپولها را يك روز در ميان يا فاصله زمانى ديگر تزريق كرد و يا قرصها را هر 6 ساعت يا كمتر و بيشتر مصرف نمود را نمىدانيد و يا رجوع به يك مجتهد و مرجع تقليد ، امرى است كه با توجه و دقت انجام مىگيرد اما اگر بفرمايد كه براى مثال ، تسبيحات اربعه در ركعات سوم و چهارم نماز يوميه را يك متربه يا 3 مرتبه بخوان و يا اينكه ركوع يا سجده اين شرايط را دارد ، دليل آن را نمىدانيم . تقليد اضطرارى و ناچارى تا جايى صحيح و جايز است كه انسان از دستيابى به مقصد ، چه بواسطه مختل شدن نظام معيشت و چه به هر علت ديگرى محروم باشد . اما به محض اينكه خود توانست به آن بپردازد و در مورد آن بينديشد و فكر كند ، ديگر نمىتواند مقلد باشد و از ديگران تقليد نمايد . اصول دين از اين نوع است كه بايد همه از بيسواد و دانشمند به فراخور حال خودشان در آن كوشش كنند و به اثبات آن بپردازند و تقليد از ديگرى در اين مورد ، غلط ، باطل و مذموم است .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 186 | الشيخ حسين المظاهري