خودى نشان مىدهد و غريزه مذهبش جان تازهاى مىگيرد و در نتيجه ، خدا را از اعماق جان صدا مىزند ، اگر چه تا قبل از وقوع در بنبستها بخاطر وجود غفلت ، اين يافتن نباشد و محلى براى عرض اندام پيدا نكند .
نظير اين مطلب در زندگى شخصى هر كس ممكن است اتفاق افتاده باشد كه انسان با اينكه تشنه و گرسنه است و غريزهء خوردن و آشاميدن به او نهيب مىزند كه زمان يافتن آب و غذاست ولى چون غرق در مطالعه است و يا ساخت سرگرم تحقيق و كاوش است ، از اين خواستهها غفلت دارد و به آنها توجهى نمىكند ، اما به محض بر طرف شدن موانع به روشنى آن را خواهد يافت .
يك نمونه روشن از قرآنمجيد
قرآنمجيد در اين رابطه عبارت و مثال بسيار زيبا و ملموسى دارد ، مىفرمايد :
فَاذا رَكِبُوا فيِ الفُلكش دَعَوث اللهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ ، فَلَمّا نَجّاهُم الَي الْبَرِّ اذا هُم يُشْرِكُونَ
« 1 » « و هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند ، خدا را پاكدلانه مىخوانند ولى چون به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد ، بناگاه شرك مىورزند » .
يعنى اين انسانها تا وقتى مشغول كارهايشان هستند ، ممكن است بواسطه غفلت ، خدا برايشان يافتنى نباشد ؛ ممكن است بخاطر بىتوجهى ، غريزه مذهبشان فعال نگردد و باصطلاح خدا خدا نكنند ، اما وقتى كه در بنبست واقع شدند ، هنگامى كه در ميان دريا ، كشتىشان در حال غرق شدن بود ؛ موقعى كه هواپيمايشان در ميان زمين و آسامن دچار مخاطره شد و بالاخره آن زمان كه دستشان از همهء اسباب ظاهرى كوتاه گرديد ، آنجاست كه با چشم دل ، خدا را در مىيابند ، از اعماق جان او را مىخوانند و چشم اميد بسويش دارند . بنابراين فقط از او مىخواهند كه نجاتشان دهد ، چون درك كردهاند كه او
هامش
( 1 ) - سوره عنكبوت / 65 .