تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
همه اينها را مىتوانيم بر شكوفايى اين غريزه از بدتولد حمل كنيم . بنابراين غريزهء مذهب را ، از همان دوران مىتوان آبيارى كرد و رسيدگى نمود ، و البته ابتدا بر پدران و مادران است كه اين غريزه را با نشاط پرورش دهند و تغذيه كنند تا سرانجام ، خود جوان و يا نوجوان ، اين آمادگى را بيابد كه در مقابل مسائل انحرافى ضددينى و ديگر مشكلات سد راه ، از آن مواظبت نمايد .

غريزه ، علم نيست

نكته‌اى را كه بايد در اينجا به آن اشاره كنيم اين است كه بين غريزه و دانستن ، تفاوت و فرق است ، مثلًا آنچه كه ما در كتاب‌ها مىخوانيم و از راه چشم ، به مغز و حافظه ما وارد مىشود و يا اطلاعات ديگرى را كه از طريق ساير حواس بدست مىآوريم و به معلومات ما افزوده مىگردد ، همه از دانستنىهاست كه به آن علم مىگويند ، ولى ديگر براى تشنگى و گرسنگى ، دانستن و اطلاع معنا ندارد ، بلكه اين موارد از نوع يافتن و درك كردن است كه از آن به غريزه و فطرت تعبير مىكنند ، يعنى جلبت و ذات آدمى و طبع بشرى آن را بدون هيچگونه آموزش و تمرينى مىيابد و وجدان مىكند . البته گاه بعضى از اين درخواست‌ها و خواهش‌ها بواسطهء پيش آمدن مسائلى از قبيل غفلت ، بىتوجهى ، رذائل اخلاقى و موارد خلاف ديگرى از اين نوع ، تحت تأثير قرار گرفته و مثل آتش به زير خاكستر مىرود و گاه به فراموشى سپرده مىشود ولى همچنان با شدت و ضعف ، به صورت بالقوه در نهاد انسان باقى مىماند . انسانى را در نظر بگيريد كه به خاطر زندگى در جامعهء دور افتاده از دين و عدم ارتباط با خدا و محوشدن در جو حاكم بر آن اجتماع ، غريزه مذهب او ديگر كارآيى لازم خودش را از دست داده و در پشت پردهءضخيمى از غفلت پنهان گرديده است . اما همين انسان اگر در جايى و موقعيتى قرار بگيرد كه ديگر هيچكس و هيچ چيزى نتواند ناجى او باشد و به عبارت ديگر در بن‌بست كامل واقع شود ، آنگاه است كه باز ، توجه و يافتن و درك او ،