اهميت بالاى قرآن و اهلبيت عصمت و طهارت ( ع ) در نزد ايشانست . آن حضرت در اين روايت كه به روايت ثقلين معروف و مورد اتفاق شيعه و سنى است و حضرت آن را در مواقع حساس و مهم و از جمله در آخرين ساعات عمر مباركشان ، بعد از نماز ظهر و عصر در مسجد ، در حالى كه از شدت ضعف و ناراحتى ، توان ايستادن نداشتند فرمودند :
من دو چيز گرانبها در ميان شما باقى گذاشتم ، كتاب خدا و عترتم را ، اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا زمانى كه كنار حوض ( كوثر ) بر من وارد شوند ، مادامى كه شما به آنان تمسك جوييد ، هيچگاه گمراه نخواهيد شد « 1 » .
يعنى بايد علاوه بر گرانقدرى اين دو امر ، بر جداناپذيرى و عدم افتراق بين آنها توجه داشت و اينكه اين دو تا آن زمان ثقلين و دو امر بزرگ هستند كه با هم باشند و در كنار يكديگر موردتوجه قرار گيرند ، چيزى كه متأسفانه در امت بزرگ اسلامى كمتر به آن توجه شده است . يعنى عدهاى فقط به قران تمسك مىكنند و عترت را رها نمودهاند كه در واقع به قرآن هم تمسك نكردهاند ، و بعضى تنها به عترت توجه كردهاند ، و چون تمسك به قرآن را وجههء خويش نساختند ، در واقع به عترت هم عنايت ندارند ، زيرا تمسك به قرآن ، بدون عترت و عترت منهاى قرآن ، خواسته و سفارش شده پيامبر نيست و انسانها را به سر منزل مقصود نمىرساند .
لذا مسلمان ، زمانى مسلمان است كه هم به قرآن و هم به عترت تمسك كند و به ريسمان هر دو چنگ زند يعنى با يكدست قرآن را اخذ كند و با دست ديگر ، دامن عترت را بگيرد و دست نياز به سوى آنها دراز نمايد .
اما قبل از اينكه به معناى تمسك به قرآن و عترت بپردازيم و مراتب و درجات آشنايى و عرفان به آنها را بررسى كنيم ، ذكر دو نكته و مطلب اساسى ، لازم و ضرورى است .
هامش
( 1 ) - انى تارك فيكم الثقلين ، كتاب الله و عترتى ، لن يفترقا حتى يردا على الحوض ، ما ان تمسكتُم بهما فلن تضلوا ابدا . ( بحارالانوار / ج 5 ، ص 21 ) .