و اين چنين امام صادق ( ع ) ، با ذكر اين ماجرا ، ديگران را از خطرات جهل در دين بر حذر مىدارند كه جاهل در احكام ، به چه پرتگاههاى هلاكت و نابودى مىافتد و از هستى ساقط مىشود ، خصوصاً كه توجيهگرى نيز ، قرين و همراه آن گرديده باشد .
بسيار مايه تعجب و شگفتى است كه انسانها با هر درجهاى از علم و دانش و با تخصصهاى گوناگون به هنگام مريضى به طبيب و پزشك مراجعه مىكنند و براحتى مقلد و مطيع كامل او مىشوند ، ولى وقتى نوبت به احكام دين مىرسد ، عليرغم جهل و بىاطلاعى ، ديگر حاضر به تقليد و تبعيت از متخصص در اين فن يعنى مرجع تقليد نيستند و هر كدام خود را يك مجتهد و صاحب رأى مىشمرند و در هر مسألهاى ، اشكال و به اصطلاح ما انْ قلت گذارده و به خود اجازه تصرف در احكام را مىدهند .
بنابراين از شرايط ابتدايى مسلمانى ، فراگيرى دستوراتى است كه در نحوهء زندگى دنيوى او نقش اساسى و در زندگى اخروى او نتيجهء مستقيم دارد و هر مسلمانى بايد به فراخور استعداد و توانش در پى كسب و عمل به آنها باشد .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٥