تحريف ، توسط جاهلان روسياه ، يك امر خرافى و كذب مسلم است و به عنون يك خيانت تلقى مىگردد .
بحث جمعآورى قرآنها و نشر قرآن واحد كه عثمان متصدى آن بوده و در زمان او انجام گرفته ، بحث دامنهدارى است و اگر چه جنبهء معلومات عمومى خوبى دارد ، ولى پرداختن به آن نه در حوصلهء اين كتاب است و نه با عنوان كتاب ما اخلاق و جوان چندان ارتباطى دارد ، لذا ما آن را به كتب مربوطه محول مىنماييم .
نكتهء دوم اينكه قرآن ، از لحاظ محتوا و تنوع موضوعات ، كتابى فوقالعاده عجيب و بىنظير است ، ضمن اينكه عنوان هيچيك از اين موضوعات را نمىتوان بر قرآن نهاد . قرآن ، خود را كتابى معرفى مىكند كه تصوير عالم وجود است ، يعنى علم اولين و آخرين را داراست و تبيان و مبين هر چيزى است .
وَ لارَطبٍ وَ لا يابِسٍ الّا فيِ كِتابٍ مُبينٍ « 1 » « و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن ثبت است » .
وَ نَزَّلْنا عَلَيكَ الكِتابَ تِبياناً لِكُلِّ شَيءٍ « 2 » « و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و بر تو نازل كرديم » .
براى مثال قرآنكريم مشحون از مطالب فلسفى است و فلاسفه از اين حيث ، شاگردان قرآنند . يعنى اگر فيلسوف گرانمايهاى همچون صدرالمتألهين قدسسره ، توانسته به مضامين عاليه فلسفى برسد و مثلًا برهان متعالى صديقين را بنا نهد ، افتخار شاگردى قرآن را دارد . كما اينكه قرآن برهان نظم ، برهان حدوث ، برهان امكان و حركت و . . . دارد ، اما با اين همه ، قرآن كتاب فلسفه نيست .
عرفان قرآن نيز چنين است ، اما با اين وجود ، قرآن را نمىتوان كتاب عرفان نام نهاد .
هامش
( 1 ) - سوره انعام / آيه 59 .
( 2 ) - سوره نحل / آيه 89 .