تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

صفات رذيله ، مخرب وجود انسانى

داستان حضرت صالح ( ع ) وقوم ثمود در قرآن‌كريم ، اشاره روشنى است به نقش تخريبى صفات رذيله در وجود انسان‌ها تا جايى كه كلام نورانى پيامبر زمان هم تحت‌الشعاع قرار گرفته و از اثردهى مىافتد . قضيه از اين قرار بود كه حضرت صالح ( ع ) به امر پروردگار متعال به سوى قوم ثمود مبعوث شد تا آنها را از گمراهى نجات دهد و به سعادت و راه مستقيم راهنمايى نمايد ، اما هر چه بيشتر تلاش مىكرد و كوشش مىنمود ، كمتر نتيجه مىگرفت و مردم خو كرده در منجلاب فساد و ضلالت ، حاضر به پذيرشت زندگى سعادتمندانه همراه با تعاليم عاليه الهى نبودند ، ولى چون جديت و پشتكار حضرت صالح ( ع ) را ديدند ، بنا را بر اين گذاشتند كه قبول دين و ايمان آوردن آنها ، همراه با نشان دادن معجزه‌اى از طرف اين پيامبر خدا باشد . معجزه اين بود كه حضرت صالح ( ع ) به اذن خداوند قادر ، دل سخت كوه را بشكافد و شتر ماده‌اى را با بچه‌اش بيرون آورد . قرار پذيرفته شد . در روز معين كه همه افراد قوم از زن و مرد و پير و جوان جمع شده بودند و انتظار مىكشيدند ناگهان كوه شكافته شد و ناقه صالح با بچه‌اش از آن بيرون آمدند . اينك با انجام شدن شرط ، مشروط يعنى ايمان آوردن قوم ثمود نيز بايد تحقق مىيافت ، ولى اين قوم ، نه تنها مؤمن به خداوند نشدند ، بلكه تصميم به كشتن شتر و بچه‌اش گرفتند و اصرارهاى فراوان پيامبر خدا در آزادگذاشتن اين دو حيوان كه كارى هم به هيچكس نداشتند سودى نبخشيد و آنها سرانجام دست خود را به زشت‌ترين كارها و شقاوت‌آميزترين افعال يعنى از بين بردن ناقه صالح‌آلوده كردند و آمد به سرشان آنچه كه آمد و همگى نابود شدند . قرآن‌كريم علت عدم پذيرش و رد دعوت حضرت صالح ( ع ) را توسط قوم ثمو ، يك صفت بيان مىكند كه شاهد مثال ما از ذكر اين داستان است ، قرآن‌مىفرمايد :