معلمى ، افتخار بزرگ
از همه ى اينها كه بگذريم ، معلمين بايد افتخار كنند كه نقش آنها در جامعه ، نقش خدا و پيامبر و ائمه طاهرين ( ع ) و روحانيت و مصلحين بزرگ است . اما با كمال تأسف بايد گفت كه در بسيارى از موارد توجه به جنبه مادى ، بيشتر از جنبه ى معنوى آن است .
قرآنكريم پيامبراكرم را به عنوان معلم معرفى نموده و مىفرمايد :
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الامِّيّينَ رَسُولًا مِنهُمْ يَتْلوُا عَلَيْهِمْ اياتِه وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَ الحِكمَةَ
« 1 » « او ( خدا ) كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب ( قرآن ) و حكمت مىآموزد » .
در تاريخ نيز سرگذشت معلمين نمونه و اثرات اعجابانگيزى را كه بواسطه تربيتشان بر روى افراد داشتهاند به عنوان برگههاى افتخار مىبينيم .
از جمله آن افراد تحت تربيت ، عمربن عبدالعزيز است كه به سبب نَفَس گرم يك معلم دلسوز ، سرنوشتى كاملًا متفاوت و مخالف پيدا كرد . او كه از نظر قانون وراثت ، قانون محيط ، قانون تغذيه ، بسيار بد بود ، به جايى رسيد كه به واقع مايه افتخار عالم اسلام شد . زيرا جريان بسيار ننگين و زشت دشنام به مقام بزرگ اميرالمؤمنين على ( ع ) را كه در خاندان پدريش به شدت رواج داشت ، به آن اندازه كه از مأذنههاى مساجد و به عنوان جزيى از اذان اعلام مىشد ، به واسطه يك جرقّه ى نورانى از يك معلم انسانساز ، از ميان برد و ساير مسائل و مشكلات مردم را دگرگون كرد .
وظيفه ى معلّم
از اين جهت من موكداً به معلمين دلسوز ، دبيران فداكار و اساتيد متعهد ، يادآورى
هامش
( 1 ) - سوره ى جمعه / 2 .