تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مطالب اسلامى است ، تقليدى نيست و بايد اين گونه مطالب را با استدلال و برهان پذيرفت و لذا براى اين كار ، نياز به شناخت اسلام در فراخور حال هر مسلمان مىباشد ، اعم از مرد و زن ، پير و جوان و باسواد و بىسواد . روزى پيامبر اكرم ( ص ) از محلى عبور مىكردند كه در آن محل ، پيرزن بىسوادى در حال ريسيدن پشم ، با چرخ ريسندگى دستى خود بود . حضرت كه موقعيت را براى بهره‌بردارى و نكته‌آموزى به اصحاب و اطرافيان مناسب مىديدند ، لحظه‌اى را در كنار آن پيرزن تأمل كرده ، سپس خطاب به او فرمودند : به چه دليل مسلمان شدى و خدا را چگونه شناختى ؟ پيرزن در حالى كه از حضور پيامبر در محل كار خود خرسند شده بود ، دليلى ارائه داد كه از نظر فلسفى در سطح بسيار بالايى بود ولو اينكه خودش هم بدان توجه نداشت به اين صورت كه ، دست خود را از چرخ ريسندگىاش برداشت و چرخ بعد از چند دور ، از حركت ايستاد ، آنگاه بسوى پيامبر متوجه شد و گفت : يا رسول‌الله ، اين چرخ ، با اين كوچكى ، براى چرخيدن ، نياز به دست و حركت دست من دارد و من تا آن را نچرخانم ، اندكى هم حركت نخواهد كرد ، حال ، چگونه مىشود كه اين عالم با آن همه بزرگى و پهناورى ، به مدير و گرداننده‌اى احتياج نداشته باشد ؟ ! من از اين طريق به وجود خداوند پىبردم و او را شناختم . پيامبر ( ص ) رو به همراهان كرده و فرمودند : عَليَكُم بِدينِ العجَائز البته اين عبارت داراى دو معناست ، يكى اينكه ، اين پيرزن برهان خوبى آورد ، برهان حركت ، برهان حدوث و برهان نظم كه همه اينها در قرآن هست ، شما هم مثل او از اين دلايل و برهانها بياوريد . ديگر اينكه هر كس بايد مثل اين پيرزن در فراخور حالش براى همه ى اصول اعتقاديش دليل داشته باشد و هر چه دليل و برهان رساتر باشد ، عقل نيز به همان اندازه قانع‌تر مىشود .