و استعداد او را بسنجد . مسئله اين بود : شيخ ابوحنيفه مىگويد : پوست شگ نجس است ولى با دباغى پاك مىشود .
سكاكى نيز براى اينكه علاقه خود را به درس خواندن نشان بدهد ، صدها مرتبه آن را تكرار كرد تا به اصطلاح خودش از حفظ شد .
روز بعد كه استاد از او درس را پرسيد ، با غرور در ميان مجلس درس ، سؤال استاد را پاسخ داد اما درست به عكس آنچه استاد گفته بود . شاگردان ، ابتدا به پاسخ او خنديدند و سپس با توهين و استهزاء او را از مدرسه بيرون كردند .
ده سال از اين ماجرا گذشت ، روزى از فرط دلتنگى سر به كوه و صحرا نهاد . اتفاقاً گذار او به جايى افتاد كه قطرههاى آب از بلندى بر روى تخته سنگى مىچكيد و در اثر مداومت ، سوراخى در دل سنگ پديد آورده بود . سكاكى مدتى با دقت آن منظره را تماشا كرد ، سپس با خود گفت : نه ذهن و حافظه ى تو از اين سنگ ، سختتر است و نه علم از اين آب نرمتر . اگر مداومت و پشتكار داشته باشى ، سرانجام موفق خواهى شد . اين را گفت و بيدرنگ به شهر بازگشت و با اينكه سِنّى در حدود چهل سال داشت ، با اطمينان خاطر ، توكل به خدا و جديت تمام سرگرم فراگرفتن رشتههاى مختلف علوم متداول عصر خود گرديد . خداوند هم او را در اين راه يارى كرد و درهاى علوم به رويش گشوده شد و سرانجام به مقامى رسيد كه دانشمندان و فضلاى روزگار تا عصر حاضر ، از اندوخته علمى او استفاده مىبرند و مهارت و استادى او را در علوم عربى و فنون ادبى با ديده اعجاب مىنگرند « 1 » .
او كتابى دارد به نام مفتاحالعلوم كه شامل چهارده علم در زمينههاى مختلف ادبى است . بدين ترتيب سكاكى با پشتكار و استقامت از صفر شروع كرد و به درجات عاليه رسيد .
بنابراين بايد توجه داشت كه راه موفقيت در همه كارها بعد از ايمان به خدا ، جديت و
هامش
( 1 ) - قصص العلماء / ص 229 .