خاصى بوده و وقت هيچ امرى را به امر ديگرى اختصاص نمىداده است .
نظم و ترتيب در زندگى امام ( قدس سره )
من خودم چهارده سال در درس حضرت امام خمينى ( قدسسره ) شركت مىكردم ، شايد در تمامى اين سالها ، ايشان چهارده روز تعطيلى و يا چهارده دقيقه تأخير نداشتند . مدت زمانى هم كه ايشان در نجف بودند ، رفت و آمدشان براى ديگران ، حكم ساعت را داشت و طلبهها ساعتهايشان را مثلًا با زمان حرم آمدن ايشان تنظيم مىكردند و هيچ چيزى در راه اجراى اين برنامه منظم ، مانع و سد نمىشد .
از قول فرزندشان مرحوم حاج آقا مصطفى ( ره ) نقل شده است كه : امام ، برنامه هر شبشان اين بود كه بايد به حرم مطهر اميرالمؤمنين ( ع ) در نجف مشرف شوند و اين برنامه بدون هيچ تغييرى انجام مىشد . در يكى از شبهاى زمستان كه هوا بسيار طوفانى و سرد بود و باران هم مىباريد ، امام را ديدم كه مهيا شدهاند تا به حرم مشرف شوند .
عرض كردم مگر اميرالمؤمنين ( ع ) دور و نزديك دارند ؟ فرمودند : نه ، از من به خودم نزديكتر است . گفتم : اگر چنين است ، امشب زيارت را در منزل بخوانيد . با تبسمى فرمودند : مصطفى ، اين حالت عوامانه را از ما نگير . و سپس عازم حرم گرديدند .
اصولًا همه بزرگانى كه به جايى رسيدهاند چه عالم دينى كه ما چند نمونه از آن را ذكر كرديم و چه علما و دانشمندان علوم طبيعى و مادى ، داراى نظم در زندنگى و تنظيم وقت بودهاند و از اين موهبت الهى بسيار بهرهمند شدهاند .
در ميان عوام مشهور است كه وقت طلاست ، اينها اگر چه خواستهاند ارزش وقت و عمر انسان را متذكر شوند ، اما در واقع راه را به خطا پيمودهاند ، زيرا حتى براى يك لحظه از لحظات زندگى انسان هم نمىشود قدر و قيمتى معين كرد . امام صادق ( ع ) براى شخصى مطلبى بيان فرمودند ، او كه از مطلب و محتواى فرمايش امام ( ع ) خيلى لذت برده بود اظهار داشت : يابنرسولالله ! كلامتان مثل درّ و گوهر بود . حضرت در حالى كه