تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
وقتى از انيشتين در اين رابطه سؤال كردند ، گفت : من از نظر استعداد ، در سطح مادون متوسط قرار داشتم و داراى حافظه و ذهن قوى نبودم . ليكن به واسطه پشتكار و استقامت در كار به اين درجه از مقامات علمى و پيشرفت نايل گرديدم .

سكاكى از صفر تا عاليترين رتبه

داستان سكاكى ، دانشمند معروف دنيا اسلام را شنيده‌ايد ، زندگى اين عالم بزرگ ، مصداق خوب و روشنى براى اين مطلب ماست كه بايد در كارها ، استقامت و پشتكار داشت تا شاهد پيروزى را در آغوش كشيد . سكاكى مردى آهنگر بود . روزى صندوقچه‌اى بسيار كوچك و ظريف از آهن ساخت كه چون در ساختن آن خيلى زحمت كشيده و هنرنمايى كرده بود و شاهكار خود مىدانست ، به رسم هديه آن را براى پادشاه وقت برد . همينطور كه در نزد شاه منتظر نتيجه و تحسين وصله نشسته بود ، دانشمند بزرگى وارد مجلس شد ، شاه و تمام حاضران از جاى برخاستند و سپس با كمال احترام دو زانو در مقابل او نشستند . سكاكى كه سخت تحت تأثير اين نشست و برخاست و تجليل و احترام قرار گرفته بود پرسيد اين شخص كيست ؟ به او جواب دادند كه او يكى از علماست . سكاكى از گذشته خود بسيار تأسف خورد و پيش خود انديشيد كه چرا من تحصيل علم نكنم تا به اين مقام بزرگ نايل شوم ؟ ! از مجلس بيرون رفت و يكراست به طرف مدرسه شهر شتافت . او كه در اين هنگام سى سال از سنش گذشته بود از معلم خواست تا به او درس فقه بياموزد تا عالم گردد . مدرس گفت : گمان نمىكنم كه با اين سن و سال به جايى برسى ، عمرت را بيهوده تلف نكن . اما سكاكى دست بردار نبود و اصرار مىكرد . لذا معلم يك مسئله بسيار ساده ى فقهى از نظرات ابوحنيفه را كه مردم شهر هم پيرو آن مذهب بودند به او ياد داد و گفت : اين مسئله را حفظ كن و فردا آن را براى من بازگو نما و خواست تا بدينوسيله ميزان هوش