تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كه نمىداند از كجا پيدا شده است و اگر از لحاظ مادى هم در رفاه باشد ، باز يك زندگانى بيمار و ناخوش او را فرا خواهد گرفت ، و زمانيكه در آخرت خود را كور بيابد ، زبان به اعتراض مىگشايد كه خدايا ، من كه در دنيا كور نبودم ، چرا اين چنين شده‌ام ؟ خطاب مىشود كه تو در دنيا ، ما را فراموش كردى و از ياد و ذكر ما غافل شدى و جدا افتادى ، ما هم در اينجا بدين شكل تو را به فراموشى مىسپاريم .
قالَ رَبِّ لَم حَشَرْتَني أَعمي وَ قَد كُنتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتكَ اياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَومَ تُنسي
« 1 » مىگويد : پروردگارا ، چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم . مىفرمايد : همان‌طور كه نشانه‌هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى ، امروز همان‌گونه فراموش مىشوى .
هامش
( 1 ) - سوره ى طه / 126 .