اگر ما به حدود 30 سال پيش برگرديم و مسئله مسكن و ميزان دخالت آن را در امر ازدواجها بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه هيچگاه قضيه مسكن ، با اين شدت و حدتى كه اكنون پيش آمده ، وجود نداشته و آنها به خوبى اين معضل را حل كرده و گره كور آن را باز نموده بودند . به اين صورت كه هر خانوادهاى به تعداد فرزندان پسر خود ، در اطراف حياط خانهاش اطاق مىساخت و هر كدام از آنها كه به سن ازدواج مىرسيدند و همسرى مىگرفتند ، در يكى از آن اطاقها منزل مىكردند بدين ترتيب هم مشكل مسكن حل مىشد و هم يك مجموعه خوبى در يك منزل فراهم مىآمد .
پدر و مادر در كنار فرزندان وعروسها و بعداً نوههايشان ، همه از حال همديگر دائماً با خبر بودند و يك زندگى خوب و عالى را در محيطى با صفا و صميمى فراهم مىآوردند . هرگز چنين رسم نبود كه فرزندان پسر ، به جاى ديگرى براى زندگى بروند كما اينكه اكنون مرسوم نيست كه در خانه پدرى بمانند .
در آن وقت ، زندگيها خوب و با آرامش ، همراه با همدردى و روحيه اجتماعى و مهمتر از همه ، دور از فسادهاى اخلاقى كنونى بود و از مفاسدى كه غالباً از خانههاى جدا و تنها پيدا مىشود ، كمتر خبرى شنيده مىشد . عروس در كنار پدر و مادر داماد يا والدين خودش بيشتر محفوظ مىماند و محدود مىشد و همينطور داماد ، از كشيدهشدن به راههاى خلاف ، منع مىگرديد .
براستى اگر انسان ، روحيه تجملگرايى و چشم و همچشمى را از خود دور سازد كه البته امروزه كارى است بسيار مشكل به يك يا دو اطاق و امكانات محدود ديگر ، بيشتر نياز ندارد و مىتواند با آنها گذران زندگى نمايد .
ما طلبهها در زمان مرحوم آيتاللهالعظمى بروجردى همگى از مدرسين محترم گرفته تا مبتدىهاى مقدمات و سطح خوان ، در قم اجارهنشين بوديم و يك خانه را چند نفر اجاره مىكرديم و هر كدام در يك اطاق با زن و بچه زندگى مىنموديم ، يك زندگى راحت و بىدردسر . من خودم نيز در يكى از همين خانه ها با دو نفر ديگر بسر
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٨