مرا پنبه كرد و به قول عوام آب پاكى را روى دستم ريخت كه حاج آقا ، من تا زنده هستم نمىشود عروس به اين خانه بيايد .
من كه بعد از اين همه گفتگو ، انتظار چنين كلام را نداشتم ، رو به جوان كردم و به شوخى گفتم : برو دعا كن تا هر چه زودتر مادرت بميرد تا تو بتوانى زن بگيرى !
غربزدهها بدانند
اگر چنانچه كسى در اين مسائل ، بيشتر متمايل به دنياى به اصطلاح متمدن غرب است و چشم توجهش بدان سوى است و آنها را در همه زمينهها پيشرو و صاحب نظر مىداند بايد ببيند و بداند كه اين گونه مسائل همانطور كه در بخش وليمهها و جشنها بيان كرديم ، در غرب ، حل شده و آنها مشكلى به نام مسكن ، آنطور كه ما خود را درگير آن كردهايم ندارند ، كما اينكه خيلى از موضوعات مورد بحث در اين فصل و موانعى كه ما آنها را بر شمرديم در آنجا نيست ، همه ى اقشار آنها از پرفسور و استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا كاسب و بازارى و كارمند ، در آپارتمانها يا منازل بسيار كوچكى زندگى مىكنند كه از يك يا دو اتاق ، يك آشپزخانه و يك حمام و دستشويى تشكيل شده است و در اين خانهها ديگر نه از قاليهاى گران قيمت كاشان و كرمان خبرى هست و نه از چيزهاى ديگرى كه اينك براى ما ، مايه نگرانى و دردسر شده است .
البته طبقه ثروتمند و مرفه در هر جامعهاى هست و در آنجا هم قطعاً امكانات وسيعى را براى رفاه خويش به كار گرفتهاند ، اما منظور ما در اين بحث طبقه متوسط جامعه غربى است كه اين مشكلات را با پايين آوردن توقعات و كم كردن تشريفات ، براى خود حل كردهاند ، اگر چه در بعضى مسائل ديگر همچون مسائل اخلاقى و بىعفتىها و پاشيدگى كانون خانوادهها در ماندهاند و مسئله به صورت پيچيده و لاينحل برايشان باقى مانده و به شدت با تبعات و عواقب آن دست به گريبانند .
چطور است كه بعضى فقط ، هرزگيها ، لودگيها ، بىبند و باريها ، سبكسريها