سلمانى فارسى و مبارزه با عجب
انسان وقتى درباره مقام و منزلت حضرت سلمان فكر مىكند اين سوال به ذهنش خطور مىكند كه سلمان به درجه « منا اهل البيت » رسيد و هيچ كدام از اصحاب رسول گرامى به اين درجه نائل نشدند ؟
امام صادق ( ع ) مىفرمايد : سلمان نه درجه از ايمان را پيمود و بسيارى از اصحاب خود رسول گرامى حتى يك درجه از آن را نپيمودند . سلمان به مقامى رسيد كه ابوذر و مقداد و . . . هم به آن مقام نرسيدند ؛ او از اصحاب رزم نبود ؛ يعنى به جبهه مىرفت و در جنگ شركت مىكرد ، اما همانند مالك و عمار در رزمآورى شهره نيست و تاريخ براى ما نقل نكرده است .
حضرت سلمان در زمان خليفه دوم به استاندارى مدائن منصوب شد . وى اجازه ولايى اميرالمومنين ( ع ) را نيز داشت و خدمات شايسته و فراوانكرد . نوشتهاند كه وقتى سلمان از دنيا رفت اميرالمومنين ( ع ) از مدينه به مدائن آمدو او را غسل و كفن و دفن نمود .
من وقتى فكر مىكردم كه چرا سلمان ( ره ) به اين مقام رسيد ، به جملهاى بسيار مهم ، كه براى جلسه ما هم خيلى مفيد است - برخوردم و آن اين كه راوى نقل مىكند كه : هنگام مرگ در بالين سلمان بودم ديدم كه گريه مىكند ، گفتم : آقا ! چرا گريه مىكنى ؟ تو كه به درجه « منا اهل البيت » رسيدهاى و بعد از مرگ وارد بر رسول الله و اهل بيت مىشوى ؟ سلمان در جوابم فرمود : روايتى از پيامبر ( ص ) به يادم آمد و مرا منقلب كرد ، كه فرمود :
نجا المخفون وهلك المثقلون ؛ « 1 »
سبك باران رستگارند و سنگين باران در هلاكت .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 74 ، ص 55 .