مىدهد آن كار در نظرش بزرگ جلوه كند .
رسول گرامى وامامان ( ع ) ما در شبها گريهها داشتند و از خدا طلب عفو و بخشش مىكردند . دعاى كميل از اول تا آخر ، آه و ناله است ، سرتاپايش گريه و اقرار به تقصير است . اين حالت كه
براى پيامبران و معصوين رخ مىدهد به خاطر همين است كه عبادت خود را نمىبينند ، هر چه عمل مىكنند باز خود را قاصر دانسته و عملشان را هيچ مىدانند .
امام صادق ( ع ) مىفرمايند :
دو نفر وارد مسجد شدند كه يكى فاسق بود و ديگرى صديق « 1 » ، وقتى از مسجد بيرون آمدند ، فاسق ، صدق شده بود وصديق ، فاسق . زيرا فاسق به خاطر گناهانش اشك ريخت و اظهار ندامت و پشيمانى از گذشته كرد ، اما صديق به عمل خودش افتخار كرد و به خود باليد و عملش در نظرش بزرگ جلوه نمود و در نتيجه از آن درجه صديقى سقوط نموده و فاسق گرديد . « 2 » شخص گناهكار ، اگر واقعاً براى تقصيرش بنالد و تلاطم درونى پيدا كند نه تنها فسقش زايل مىشود كه به مقام بلند و والايى نيز مىرسد ، پرونده سياهش بسته و پرونده درخشانى برايش باز مىشود :
« الا من تاب و امن و عمل عملاص صالحاً فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات »
« 3 » به عكس ، اگر كسى خود را گناه كار و مقصر نداندو به اعمالش بنازد و از خود راضى باشد ، از مقام صديقى به فسق سقوط مىكند ، گويى كه اصلًا عملى را انجام نداده است .
هامش
( 1 ) - صديق مرتبه چهارم از ايمان و تقوا است و به آن مقام نمىرسد مگر اندكى از مردم .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 72 ، ص 311 .
( 3 ) - فرقان ( 25 ) آيه 70 .