رضاى او دل انسانى را به دست آورد . اگر كارى هم انجام مىدهد براى جلب رضايت پروردگار باشد ؛ نه نظر به بهشت داشته باشد و نه ترس از جهنم . اگر كسى بتواند به اين مرحله برسد مطمئن باشد كه همان اعمال خالصش ( هر اندازه هم كه كوچك باشد ) او را به رستگارى مىرساند .
هر كدام از ما از همين لحظه مىتوانيم براى كسب اخلاص تلاش كنيم ؛ يعنى زمانى كه از خانه قدم بيرون مىگذاريم بگوييم : خدايا ! براى خدمت به خلق تو مىخواهم به اداره و محل كار بروم . و هنگامى كه وارد محل كار شدى با خدايت پيمان ببندى كه خدايا ! براى رضا و خشنودى
تو مىخواهم با بندگانت - كه ارباب رجوع من هستند - برخورد انسانى داشته باشم ، و به خاطر تو مىكوشم كه مشكل انسانهاى گرفتار را حل كنم . ابتدا فقط لفظ است و سپس كمكم لفظ در عقل رسوخ مىكند و سرانجام به دل راه پيدا مىكند و پروردگار عالم عنايت و توجهش را شامل انسان مىكند و اعمالش به تدريج رنگ اخلاص به خود مىگيرد و درروز قيامت در صف دوستان و محبان اميرالمومنين ( ع ) قرار مىگيرد .
علامه بحرالعلوم ( ره ) روزى بالاى منبر رفت ؛ در حالى كه بسيار شاد و خوشحال به نظر مىرسيد ، در حضور شاگردانش ادعا كرد كه : من توانستم ريشه ريا را از دل بر كنم وخلوص را جايگزين آن گردانم . مدتها بود كه كمتوفيق شده بودم ، حال خواندن قرآن و نماز شب و رزا و نياز را نداشتم ، يك حالت سستى در عبادت در وجود من ايجاد شده بود ، از اين وضع تعجب مىكردم تا اين كه سرانجام خوابى ديدم و در خواب خطاب به من گفتند : « شكت عنك عصفوره في الحضره » ؛ اين حالتى كه در تو بوجود آمده به خاطر اين است كه گنجشكى پيش خدا از تو شكايت كرده است !
اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٣