ناراحت باشى .
آن خطاهايى كه از ناحيه آنان صادر شد كار شيطان بوده ، « شيطان بين من و برادرانم كدورت انداخت و ان صحنه بد را ايجاد كرد » « 1 » ، پدرم ! برادرانم را ببخش و از آنان درگذر .
اين روش يك انسان الهى است ، پس كوشش كنيم تا اين گونه باشيم .
برادران ! مسئوليت حساس و خطيرى به عهده شما گذارده شده است ، اگر بخواهيد اين انقلاب كه با خون جگر خوردنهاى فراوان به پيروزى رسيده به جايى برسد بايدحداقل شباهتى به انبياء و پيغمبر اكرم ( ص ) پيدا كنيد ، اگر - خداى نخواسته - بخواهيد به زمان طاغوت شباهت داشته باشيد ؛ يعنى كاغذ بازى كنيد و مردم را پشت در ادارهها و سازمانها نگهداريد و اعتنا به مراجعه كنندگان نكنيد و . . . ضربه به انقلاب زدهايد ، و خون شهيدان را پايمال نمودهايد .
اهميت گرهگشايى از كار مردم
هارون الرشيد حاكمى ظالم و مغرور بود كه وقتى ابر بالاى سرش مىآمد مغرورانه مىگت : « اى ابر ! ببار ، هر جا كه ببارى بر مملكت من باريدهاى » و به راستى هم همينطور بود ؛ يعنى آن زمان كه آمريكا كشف نشده بود و تقريباً دو سوم دنياى - منهاى آمريكا - تحت سلطه اسلام بود . همين هارون ، وزيرى به نام « على بن يقطين » داشت ، وى از شيعيان راستين و از دوستداران واقعى ائمه اطهار بود ، كه زير پرچم ظلم بود و زجر مىكشيد ، مرتب به امام موسى بن جعفر ( ع ) نامه مىنوشت كه : آقا ! من زير پرچم ظلم زجر مىكشم ، آيا مىتوانم خودم را از منصب وزارت
هامش
( 1 ) - « نزع الشيطان بيني و بين اخوتي » يوسف ( 12 ) آيه 100 .