تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
يونس درآمد ، مرتبه دوم باز به نام يونس . . . تا سه مرتبه قرعه زدند هر سه بار به نام يونس درآمد . يونس وقتى قضيه را چنين ديد خود را به دريا انداخت و نهنگ او را بلعيد ، از آنجا كه ماهى مامورخدا است اجازه هضم كردن يونس را نداشت و فقط او را در شكم خود نگه داشت . يونس متوجه شد كه خروجش از شهر اشتباه بود وخطايى صورت داده است ، لذا در شكم ماهى ، دست به توبه و انابه واستغاثه برداشت :
« فنادي في الظلمات ان لا إله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين » ؛
« 1 » در دل تاريكىها فرياد برآوردكه : معبودى جز تو نيست ، منزهى تو راستى كه من از ستمكاران بودم . بدين ترتيب ، هفت شبانه روز در شكم ماهى ، يعنى در يك سلول تاريك ، مرطوب و بىغذا زندانى بود ، پس از اين مدت ، توبه‌اش پذيرفته شد : « فاستجبنا له و نجيناه من الغم » و از شكم ماهى بيرون آورديم . باز مىفرمايد :
« فلولا انه كان من المسبحين . للبث فيبطنه الي يوم يبعثون » ؛
« 2 » و اگر او از زمره تسبيح كنندگان نبود ، قطعاً تا روزى كه برانگيخته مىشوند در شكم آن ماهى مىماند . از اين سخن خداوند فهميده مىشود كه يونس به خاطر انكارش استحقاق آن را داشته كه تا روز قيامت مجازات شود ، اما توبه كرد و توبه‌اش پذيرفته شدو اين بسيار تكان دهنده است . نظير اين قضايا در قرآن و تاريخ فراوان آمده است . نقل شده كه پيامبرى از
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيه 87 . ( 2 ) - صافات ( 37 ) آيه 143 و 144 .