بنىاسرائيل وارد شهرى شد ، در همان ابتداى ورود ديد كه يك عالم عابد و زاهدى زير آوار رفته و سرش بيرون مانده و در همين حال مورچهها سرش را خوردهاند . تعجب كرد از اين كه عالم عابد و زاهدى كه هفتاد سال در راه خدا قدم برداشته و رياضت كشيده است ، چرا بايد اين گونه بميرد ؟ در همين
هنگام مطلع شد كه حاكم ظالم آن شهر مرده وتشييع جنازه مهمى از او كردهاند ! با خدا منجات كرد و بيان داشت : « خدايا چه حكمتى در كار است ؟ عالم زاهد بايد آن گونه بميرد و حاكم ظالم اين گونه با عظمت و جلال دفن شود ؟ ! خطاب شد آن عالم چند روز قبل حاجتى داشت و براى رفع آن به اين حاكم ظالم مراجعه كرد ، و نبايد چنين مىكرد
« ولا تركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار » ؛
« 1 » به كسانى كه ستم كردهاندمتمايل مشويد كه آتش [ دوزخ ] به شم امىرسد . و اين ظالم حاجت او را براورده كرد و به گرفتاريش رسيدگى نمود ، پس آن عالم كيفر دارد و براى اين كه كيفرش به قبر و برزخ و قيامت كشيده نشود در اين دنيا مجازاتش كرديم و آن ظالم نيز از آن جا كه ظلمهاى فراوان كرده بود ، نتيجه اين كار خويش را ( برآوردهكردن حاجت عالم ) در همين دنيا به او داديم و نخواستيم كه پاداشش را در عالم آخرت به او بدهيم ؛ لذا آن تشريفاتى را كه براى اين حاكم قائل شدند نتيجه و پاداش آن خدمتى بودكه به آن عالم كرده بود .
توبه خواص
توبه سه قسم است :
1 - توبه عموم مردم
2 - توبه انبياء ، به خاطر ترك اولى كه از آن سر مىزند ، مانند توبه آدم ،
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) آيه 113 .