به او گفتم چرا بچهدار نمىشود ؟ داشتن اولاد خوب است . عصبانى شد و گفت : آقا ! چه مىگويى ؟ !
خودم بدبخت شدم بس است ، نمىخواهم اولادم نيز بدبخت شوند . ديدم زندگى برايش به قدرى تلخ است كه حاضر نيست داراى اولاد شود !
شما تصور نكنيد حال كه كشورهاى متمدن ، از نظر مادى و نظم اجتماعى و پيشرفت صنعتى تكامل يافتهاند ، آسودگى خاطر و آرامش وجدان هم دارند ، هرگز چنين نيست ، بلكه مردم اين كشورها ، هر شبانه روز چندين ميليون قرص خواب آور مىخورند تا چند ساعتى به خواب روند واستراحتى بكنند .
آرى ، خدمتگزار مردم بودن و كارهاى آنان را سنجيده و صادقانه انجام دادن ، سبب آرامش است . اين حالت روحى را در همه انسانهاى خدوم به روشنى مشاهده مىكنيم . خدمت به مردم ، خدمت به خداست و كسى كه به خدا خدمت كرد ، در آرامش است .
اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٦