تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در اداره (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و شخصيتى را كه براى فرزندان خود به ارث گذاشته بودند آنان را به مقام و الا رسانيده و درجامعه عزيزشان كرد . يكى از خلفاى بنى عباس به عالم و دانشمندى گفت : به من نصيحيت كن ، عالم گفت : عمربن عبدالعزيز وقتى مرد ، بچه‌هايش شام نداشتند ، اما از آن جا كه وى خدمت بسيارى به جامعه كرد بچه‌هايش عزيز شدند ، اما از خلفاى بنىاميه ديدم كسى ( مروان حمار ) را كه وقتى مرد شمش‌هاى طلايش رابا تبر تقسيم كردند و طولى نكشيد ديدم كه بچه‌هاى او به گدايى افتاده‌اند . اگر تامين آينده و خوشبختى و سعادت فرزندت را مىخواهى در جامعه خدمت گزار باش ، در صورتى كه مردم آزار باشى و ظلم كنى ، مكافات اين ظلم‌ها دست و پايت را مىگيرد ، و فرزندانت نى زدر زندگى خير نمىبينند . اگر خوشبختى و سعادت فرزندانت را مىخواهى و تنها به فكر تامين دنيايشان نيستى ، اگر قصد دارى تحصيلات عالى را ادامه دهندو پست‌هاى مهم اجتماعى را بگيرند ، اگر مىخواهى از او تاجر يا صنعتگر بسازى و يا اگر دنيا را براى او به ارث بگذارى ، تا زمانى كه به وظايفش آشنا نسازى ، مسائل شرعى ، اجتماعى و اخلاقى اسلام را به او نياموزى ، نتيجه‌اى ندارد ، اول نماز ، بعد شغل و تجارت و پست‌هاى اجتماعى و سياسى . آسايش و رفاه ، ثروت و دارايى در زندگى ، آسودگى خاطر و آرامش وجدان نمىآورد . شهيد مطهرى ( ره ) مىفرمود : شخصى از نظر مال و تمكن و از نظر شخصيت در سطح عالى بود و همه ما حسرت مىخورديم و مىگفتيم اين آدم چقدر خوشبخت است ! تا اين كه روزى در ضمن صحبت