تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
براى غير دعا مى كندو بعد براى خودش . اين زندگى ، ولو خيلى ساده است ، اما شيرين است .

حكايت محمود غزنوى و اياز

مى گويند محمود غزنوى با اياز مى گذشت . رسيد به يك تون ( كارگر حمام ، كارگرى كه آتش حمام را نگه مى دارد . ) اين تون حمام ، يك آدم بدى بود . مقدارى شراب در مقابلش بود و يك زن سياه زشتِ لنگى هم در مقابلش گاهى برايش مى رخصيد و اين جمله را بعضى اوقات مى گفت : آيا زندگى اى خوشتر ؟ آيا زندگى اى بهتر ؟ آيا خداوند زنى با جمال تر آفريده است ؟ محمود غزنوى يك خنده مسخره آميزى به دستگاه اينها كرد . اياز گفت : آقا آيا مى دانى يك افرادى هستند كه به دستگاه تو و آنچه در دستگاه توست ، مى خندند ؟ آن افرادى كه در دل شب بلند مى شوند و يخ را مى شكنند تا براى رضاى خدا وضو بگيرند . وقتى كه مى گويد : الله اكبر ، وقتى كه مى گويد : « سبوحّ قدوسّ ربُّنا وَ رَبُّ المَلائِكَةِ وَ الرُّوح » پشت پا مى زنند به دنيا و آنچه در دنياست ؛ چه رسد به قصر تو و آنچه در قصر تو مى گذرد . اين حرف به تجربه اثبات شده است . اين حرف را شنيده ايم كه « اينَ المُلوُكُ وَ ابناءُ المُلُوك » « 1 » در حجره طلبه ها زياد ديده شده است . در مدرسه طلبه ها زياد ديده شده است . براى خاطر اينكه خدا در آن حجره حكمفرماست . خدا بر دل او حكمفرماست و وعده خداست كه « فَلَنُحيِيَنَّهُ حَيوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجزِيَنَّهُم اجرَهُم بِاحسَنِ ما كانُوا يَعمَلُون » ؛ « فَأَىُّ الفَريقَينِ احَقُّ بِالامنِ ان كُنتُم تَعلَمُونَ » « 2 » چه كسى استحقاق دارد كه يك زندگى بدون غم و غصه داشته باشد ؟ چه كسى
هامش
( 1 ) - ظاهراً از فرمايشات مرحوم شيخ طوسى است كه در نيمه هاى شب بعد از مطالعه فراوان و لذتى كه در اثر تهجد و شب زنده دارى به او عارض مى شد ، اين جمله را بر زبان جارى مى كردند . ( 2 ) - كدام يك از اين دو دسته شايسته تر به ايمنى هستند اگر مى دانيد ؟ ( انعام / 81 )