زندگانى پاك و با صفا
آيا مىشود كه در اين دنيا با اين همه جزر و مّش ، با اين همه موجهاى يكى پس از ديگريش ، در اين دنيايى كه هر نوشش نيشها دارد ، انسان يك زندگى طيّب داشته باشد ؟ قرآن مى گويد : مىشود در همين دنيا زندگى طيّب داشت و در آخرت هم زندگى طيّب تر : « مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَكَرٍ او انثى وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحييَنَّهُ حَيوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجزِيَنَّهُم اجرَهُم بِاحسَنِ ما كانُوا يَعمَلُون » « 1 » ؛ يعنى اگر زندگى كسى توأم با اعمال شايسته باشد ( يعنى مؤمن باشد ) زندگى او در اين دنيا يك زندگى طيّب است .
اگر فقط همين يك آيه را داشتيم ، بس بود كه بدانيم مال ، رفاه نمى آورد . رياست رفاه نمى آورد . خانه مجلل رفاه نمى آورد . اولاد خوب رفاه نمى آورد و بالاخره قرآن مى گويد اين چيزهايى كه در ميان مردم براى اينكه انسان در رفاه باشندمشهور است ، اينها رفاه نمى آورد و آنچه رفاه مى آورد ، ايمان است . ايمان يعنى اعتقاد توأم با عمل . به قول قرآن : « مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَكَرٍ او انثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ » . در حالى كه مؤمن است ، كار شايسته دارد . به عبارت ديگر ، ملكه تقوا دارد . ملكه ايمان دارد . زندگى توأم با نماز اول وقت است زندگى توأم با نماز شب است . زندگى توأم با خدمت به خلق خداست زندگى توآم با اهميت به واجبات است . زندگى توأم با با اجتناب از كناه
است . زندگى توأم با اهميت دادن به مستحبات است و به عبارت رساتر ، زندگى توأم با رضايت خداست . وقتى زندگى توأم با رضايت خدا شد ، خيلى ساده است ، كوخى بيش نيست ، فرش او حصيرى بيش نيست ، اما زندگى به اندازه اى شيرين است كه همان كسانى كه آن قصر مجلل و رفاه مصنوعى را دارند ، تصورش را نمى توانند بكنند ؛ چه رسد كه به او برسند . ديده ايم افرادى را كه يك اتاق بيشتر ندارند ، اما در اين اتاق ، نماز شب خوانده مىشود ، در اين اتاق نماز اول وقت خوانده مىشود ، در اين اتاق به فكر خلق خداست . اگر هم هيچ نداشته باشد ، لااقل اول
هامش
( 1 ) - هر كس كار شايسته اى انجام دهد ، خواه مرد باشد يا زن ، در حالى كه مؤمن است ، او را به حياتى پاك زنده مى داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى دادند ، خواهيم داد . ( نحل / 97 )