2 . خلوص در عمل 3 . خلوص در دل . و فى الجمله در اين باره صحبت كرديم .
انگيزه هاى انسان در انجام كارها
بحث اين جلسه ، بحث عمده خلوص است ؛ يعنى داعيه هايى كه براى عمل پيدا مىشود . مى دانيم كه شما عزيزان خلوص داريد ؛ نه فقط در عبادت ، بلكه در كارهايتان نيز خلوص هست . براى اينكه اگرالعياذ باللهدر تحصيل علممان ، در كارمان ، در گفتارمان يا در كردارمان خلوص نباشدو به جاى آن ، ريا ، تظاهر و نفاق باشد ، گذشته از اين كه گناهش در حد كفر
است ، مى دانيد كه چنين كسى مشرك است : « لا تُبطِلوا قَدَقاتِكُم بِالمَن وَ الاذى كَالّذى يُنفِقُ مالَهُ رئاء النّاسِ وَ لا يُعمِنُ باللهِ وَ اليُومِ الآخِرِ » . « 1 » كلمه « وَيل » در قرآن كم استعمال شده است . اين كلمه براى رياكاران ، براى متظاهر ، براى آن افرادى كه نفاق دارند استعمال شده است : « فَويلُ لِلمُصَلّينَ الّذينَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهونَ الذينَهُم يُراعونَ وَ يَمنعونَ الماعون » « 2 » ؛ يعنى واى بر كسى كه در وقت نماز ، غافل از نماز است . واى بر كسى كه در كارهايش ، در گفتارش ، در كردارش ريا دارد واى به كسى كه مىتواند گره از كار مردم بگشايد ، اما نمى گشايد .
آنچه بايد همه و همه مخصوصاً طلبه به آن توجه داشته باشد ، انگيزه و محرّك عمل است . اگر انسان بخواهد كه در آن انگيزه و محرك هم ريا نباشد ، كارى مشكل و در حد محال است ؛ يعنى داعيه انسان در افكار ، در گفتار و در كردار ، فقط خدا باشد . اين جمله همان جمله اى است كه امير المومنين يا امام سجاد ( ع ) مىتواند ادعا بكنند . از اين دو بزرگوار نقل شده است : « ما عَبَدتُكَ خَوفاً مِن نارِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ بَل وَجَدتُكَ اهلً
هامش
( 1 ) - بخششهاى خود را با منت و آزا باطل نسازيد ! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمى آورد . ( بقره / 264 )
( 2 ) پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سهل انگارى مى كنند ، همان كسانى كه ريا مى كنندو ديگران را از وسائل ضرورى زندگى منع مى نمايند . ( ماعون / 4 - 7 )