تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
العظمى خويى مى فرمودند كه من در قوچان درس مى خواندم . يك كسى آمد و يكى دو شب در اتاقى از مدرسه ماند . طلبه ها كه نماز شب بلند مى شدند ، مى ديدند كه اين دارد در تاريكى قرآن مى خواند . مرحوم آقاى خويى فرموده بودند كه ما بالاخره رفتيم و ديديم كه اين آقا نور قرآن را مى بيند و با نور قرآن ، قرآن مى خواند . مرحوم كربلايى كاظم در زمان خود ما ، در زمان مرحوم آيت الله العظمى بروجردى آمده بود و سواد الفبا نداشت ، اما با خدا رابطه داشت ، با ولايت رابطه داشت و نور قرآن را مى ديد . مثلًا كتاب جواهر را به او مى دادند ، نمى توانست خطهاى جواهر را بخواند . اما اگر يك آيه در آن بود ، دست مى گذاشت ، مى گفت : اين قرآن است و نور قرآن را مى ديد . طلبه عزيز ! تو بايد به آنجا برسى كه نور قرآن را ببينى . همان مقام تجليه اى كه مى گويند ؛ يعنى ديدن نور خدا ، ديدن نور امام زمان ( عج ) ، ديدن نور قرآن . بايد با قرآن سر و كار داشته باشيم . علاوه بر روخوانى ، تسلط بر قرآن . علاوه بر تسلط به قرآن ، آشنايى با مُحسّنات تجويدى . علاوه بر اينها ، معناى قرآن ، تفسير قرآن ، علاوه بر اينها انسان به جايى برسد كه خود از قرآن برداشت داشته باشد . حداقل بتوانيم به اندازه وُسعمان قطره اى از درياى قرآن برداشت داشته باشيم . در همه موارد حساس ، ثقلينى كه پيغمبر اكرم ( ص ) فرموده است ، لازم است
: « انِّى تاركُ فيكُمُ الثِّقلَينِ كِتابَ اللهِ وَ عِترَتى لَن يَفتَرقا حَتّى يَردا عَلَىَّ الحَوضَ ما ان تَمَسَّكتُم بِهِما فَلَن تَضِلُّو ابداً »
« 1 » والّا اگر قرآن منهاى ولايت باشد ، معلوم است كه ضلالت است . ولايت منهاى قرآن هم نمى شود . قرآن ولايت و ولايت قرآن . ولايت براى راهنمايى ، براى ايصال الى المطلوب . و خود قرآن ، نور اين راه .

ح‌بُراق

آخرين چيزى كه اين راه مى خواهد ، « بُراق » است . آن بُراقى كه پيامبر اكرم ( ص ) سوار شد و رسى به جايى كه به جز خدا و پيغمبر ديگر هيچ كسى نمى تواند درك كند . رسيد به
هامش
( 1 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 2 ، ص 226 ، روايت 3