آن جا كه جبرئيل گفت : « لَو دَنَوتُ انمُلَةً لا حتَرَقتُ » « 1 » اما پيغمبر اكرم ( ص ) بدون بُراق هم مى توانست برود ؛ اصلًا بُراق اگر حركت داشت ، واسطه فيضش پيغمبر ( ص ) بود . اما همين معراج به ما مى گويدكه اين راه ، جبرئيل مى خواهد ، راهنما مى خواهد . اين راه بُراق مى خواهد . مَركب مى خواهد . بدون مَركب نمى شود و مَركب اين راه ، جسم من و شماستاين جسم ، اين بُعد ناسوتى .
ملائكه استكمال ندارند . به قول قرآن ، يك مقام معلومى دارند . جبرئيل چند ميليون سال قبل تا الآن ، چندين ميليارد قبل تا الآن و تا چندين ميليارد سال بعد ، همين است « مَقامٌ مَعلُومٌ » ؛ حيوانها هم استكمال ندارند اين استكمال ، اين حركت پر رنج كه منهايش خداست ، فقط براى اين انسان است كه 124 هزار پيغمبر هم برايش آمده است ؛ براى اين كه دو بُعدى است . آن بعد ملكوتى سوار اين بُراق مىشود و مى رود به جايى كه به جز خدا نداند . به جز خدا نبيند ، لذا نفس كشى در اسلام حرام است . اما حرامتر اين كه اين جسم ما تنبل باشد ، اين جسم ما پرخور باشد . اين جسم ما پر خواب باشد . اين تنبلى ، پر خوابى و پر خورى ، جسم را ناسالم مىكند . اين تنبليهها ، اين پرخوريها ، پر خوابيها ، عياشگريها ، اينها نشاط را هم از بين مى برد يعنى خيال نكنيد خواب نشاط مى آورد . خوابِ به اندازه نشاط مى آورد . يعنى انسان بايد كم خواب نباشد . كمبود خواب نداشته باشد . انسان بايد كمبود خوراك نداشته باشدانسان بايد كمبود استراحت نداشته باشد ؛ براى اينكه آنها نشاط مى آورد . اما اگر اينها از حد بگذرد نشاط را از بين مى برد . خواب زيادى نشاط را از بين مى برد و آدم را كسل مىكند . آدم را تنبل مىكند خود اين تنبلى نشاط را از بين مى برد .
نشاط بايد باشد . آدمى كه غم و غصه داشته باشد ، آدمى كه نگرانى ، دلهره ، اضطراب خاطر و ضعف عصب بر او مستولى باشد ، معلوم است كه جسمش نمى تواند او را به جايى برساند . آن جسم مىتواند انسان را به جايى برساند كه خوره غم و غصه در دل او نباشد . نشاط داشته باشد . به قول قرآن ، اولياى خدا آنهايى هستند كه غم و غصه ندارند : « الا انَّ
هامش
( 1 ) - همان ، ج 18 ، ص 382 ، روايت 86