تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
چيزى كه نبايد از آن غفلت نمود اين است كه قانون نيز در كنترل كامل انسان ناتوان است و همان اشكالى كه براى نيروهاى قبلى ذكر شد ، در اينجا نيز مطرح است . قانون خوب است اما در جلوَت نه در خلوت . مثلًا فرد بى عفت هر چند در جمع براى ناموس ديگران خطرى ايجاد نكند اگر فرصتى در خلوت بيابد يك جنايتكار به تمام معنى مىشود . انسان بايد نيرويى در او باشد كه در همه حال وى را كنترل كند و آن چيزى به غير از قانون است . نكته ى ديگر اينكه قانون مىتواند جلوى مردم را بگيرد اما جلوى خود قانونگذار را نه . اگر - العياذ بالله - رشوه خوارى ، پارتى بازى و زور در جايى حكمفرما شد ، ديگر از قانون نمى توان انتظارى داشت و جايى كه قانون براى مسئول نيست ، ظلم فراوان است . ديگر آنكه قانون براى اوقات عادى مناسب است اما هنگامى كه يكى از غرايز انسان بر او مستولى شود ديگر از قانون كارى بر نمى آيد . اگر انسان غضب كند ، با اينكه مىداند كه زندان و كيفر و اعدام خواهد شد اما ديگرى را به قتل مى رساند . دانسته ديگران را مى كُشد ، چرا ؟ براى آنكه عصبانى شده است . اگر مردى در خانه پرخاشگر باشد ، هر چند مىداند كه فشار قبر خواهد داشت و مىداند كه بداخلاقى در خانه موجب پديد آمدن عقده ى حقارت در بچّه ها مىشود ولى به هنگام غضب فريادش بلند مىشود و اگر بى دين باشد ، زن خود را نيز كتك مى زند .