به عبارت ديگر كسى كه ايمان در دلش رسوخ كرده باشد ، اصلًا و ابداً قانون لازم ندارد . چه بسيار ديده شد كه براى نمونه چيزى گم شده و يك روز و دو روز و ده روز در مسجد افتاده است تا صاحبش پيدا شود و بردارد . از همين رو در اسلام مستحب است كه گمشده را برنداريم تا صاحب آن بيايد و بردارد .
كسى كه به راستى ايمان در دلش رسوخ كرده باشد نه تنها به ناموس مردم خيانت نمى كند بلكه حتى نگاه شهوت آميز هم نمى كند . زن شايسته پرخاشگر نيست ، بدحجاب نيست ، چه در خلوت و چه در جلوَت ، چه در مدرسه و چه در غير مدرسه . اگر براستى زن باشد ، انسان باشد ، عفت و وفا دارد ؛ بد حجابى ندارد . چه قانونى براى حجاب بگذارند يا نگذارند حجاب او درست است و اصلًا كارى به اين كارها ندارد چرا كه عفيف است و انسان . بعضى از زنها دنبال سوژه اى هستند ، مثلًا اگر عمامه به سرى يا مسئولى بگويد چادر هم نباشد طورى نيست او مى گويد حالا كه اينطور است پس بايد بدون حجاب بيرون آمد مگر نه اينكه چادر هم نباشد طورى نيست ! معلوم است كه اين فرد انسان نيست بلكه بدنبال سوژه است ، وقتى با همين خانم كه به يك كلمه ، حجاب را رعايت نمى كند ، صحبت شود ، معلوم مىشود كه از نظر عفت عقب است . لذا قانون خوب است اما نه اينكه توانايى كنترل صد درصد انسان را داشته باشد بلكه محتاج چيز ديگرى است تا بتواند انسان را متّقى و با فضايل پرورش دهد .
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٢٣