بتوانم آدم بسازم ، آدم قانون نمى خواهد . براستى نيز اين گونه است . اگر كسى آدم باشد ، ديگر روز و شب و بود و نبود پليس فرقى برايش ندارد و در هيچ حالتى از چراغ قرمز عبور نمى كند و يا با انحراف غير قانونى موجب راه بندان نمى شود . اگر ديديد كه پليس به انسانها مى گويد در پياده رو راه برويد و به دوچرخه سوار مى گويد از پياده رو عبور نكن ، اين دليل انحطاط اين انسانها است چرا كه اگر انسان باشد با دوچرخه از پياده رو عبور نمى كند حتى اگر نيمى شب باشد و هيچكس هم نباشد . قرآن مى فرمايد براى آدم سازى آمده است و هنگامى كه آدم ساخته شد ديگر دزدى نخواهد بود كه برايش قانون وضع شود . قرآن براى جنايتكارها و خيانتكارها است كه اين ششصد قانون را آورده است و در حقيقت اگر انسان ، انسان باشد ، قانون لازم ندارد ؛ اگر به قانون احتياج پيدا كرد ، دريابيد كه انسانيّت و شعور كامل ندارد .
معمولًا چه در زمان طاغوت و چه در زمان حاضر ، بررسى پرونده هاى موجود در شهربانى و دادگسترى و دادگاهها ، مربوط به افرادى است كه سر و كارى با منبر و محراب ندارند و بسيار كم پيدا مى شوند افرادى كه سر و كار با منبر و محراب داشته باشند اما پرونده در دادگاه داشته باشند مگر اينكه جنايتكارى دامن او را ملّوث كرده باشد و او را از مسجد و منبر به شهربانى و دادگاه كشانده باشد . كسى كه آدم باشد ، كسى كه خدا را حاضر و ناظر بداند و
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٢٢