متمدن يا كشورهاى غير متمدن . دليل تمايل انسان به وجود قانون آن است . كه ذاتاً مدنى است . يعنى انسان اجتماعى است و مانند حيوانات نيست كه قادر به زندگى تنها در بيابان باشد بلكه در زندگى نيازمند به ديگران است . از اين رو جامعه شناسان مى گويند انسان مدنى بالطبع است ، يعنى اين ويژگى در ذات و فطرت او وجود دارد . اين باعث مىشود كه زندگى انسان اجتماعى باشد ، كارها تقسيم شود و هر كس بنابر علاقه اش كارى بيابد تا چرخ اجتماع بچرخد .
و اما از ديگر سو ، انسان موجود خودخواه عجيبى است و مايل است از نظر بُعد حيوانى رياست كند و مالك همه چيز باشد . قرآن شريف در اين ارتباط مى فرمايد كه معاد چيزى نيست كه كسى منكر شود و اگر مى بينيد بعضى انسانها معاد را قبول ندارند به خاطر آن است كه مى خواهند جلوى آنان باز باشد .
بَل يُريدُ الإِنسانَ ليفجر امامه ( قيامت : آيه ى 5 )
انسان دلش مى خواهد راه گريز داشته باشد و آن هنگام كه اين گونه نباشد ، يعنى از يك طرف اجتماعى باشد و از طرف ديگر خودخواه ، نزاع عجيبى در مى گيرد و براى رفع اين نزاع و براى آنكه هر كس به حق خود برسد و يا هيچكس از حقش تجاوز نكند ، قانون وضع مىكند . قانون است
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٨