خط مقدّم جبهه باشد .
اين ثوابها براى چيست ؟ براى اين است كه اسلام براى انسان شخصيّت قائل است . شخصى از اهواز به خدمت امام جعفر صادق ( ع ) رسيد و عرض كرد : يابن رسول الله ! امسال وضع مالى خوبى ندارم ورشكسته ام - و ماليات بدهكار هستم . فرماندار اهواز شيعه است ، به او بنويسيد كه امسال از من ماليات نگيرد . امام صادق ( ع ) نمى نويسد كه از او ماليات نگيرند بلكه مى نويسد :
بسم الله الرّحمن الرّحيم من سراخيه سرالله و هذا اخوك
( هر كس برادرش را خوشحال كند ، خدا را خوشحال كرده است و اين برادر تو است ) . وى نامه را به اهواز آورد و پس از خلوت شدن جلسه به حاكم كه نامش نجاشى بود ، داد . حاكم وقتى نوشته مبارك امام را ديد ، برخاست و نامه را بر سر و چشم خود نهاد و گفت : اى مرد ! چه حاجتى دارى ! مرد در جواب گفت كه ماليات بدهكار است و قادر به پرداخت آن نيست . نجاشى دستور داد دفتر ماليات را آوردند و از مال خود ماليات او را پرداخت نمود و حتّى به غلام خود گفت كه ماليات سال بعد را نيز از مال او بپردازد . آنگاه پولى فراوان به همراه يك اسب به او داد و فرش زير پاى خود را نيز برداشت و روى اسب انداخت و مرد را سوار كرد و گفت : خوشحال شدى ؟ مرد گفت : آرى .
قضيّه گذشت تا سال بعد كه آن شخص ماجراى خود را براى امام تعريف كرد و هر چه از جريان را كه بيان مى كرد ، امام تبسّم مى كرد و خوشحال تر
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٧