تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
همانجا داخل كوچه روى زمين دراز كشيد و گفت : پاى تو را روى سر من بكوب ابراهيم امتناع مى كرد ولى با اصرار بسيار زياد ابن يقطين اين كار را كرد . على ابن يقطين خوشحال شد و گفت : دلم خنك شد . سپس سوار شتر شد و به همان شكل كه آمده بود ، برگشت به مدينه ، خدمت امام . در زد ، در را گشودند و هنوز خدمت امام نرسيده بود كه امام فرمود : على ابن يقطين ! از تو راضى شدم . اين دو واقعه ى تاريخى به ما چه مى گويد ؟ مى گويد وظيفه ى معلّم تنها اين نيست كه شخصيّت بدهد ، بلكه بايد مواظب باشد كه به شخصيّت ضربه نيز وارد نيايد . ضربه زدن به شخصيّت ، گناهش گاهى از آدم كشى بالاتر است . پدرها و مادرها مواظب باشند كه به شخصيّت بچه حتّى يك ساله و دو ساله ضربه وارد نشود . اگر كسى بى شخصيّت شد ، رذل و جنايتكار مىشود و يا لااقل بى نشاط و بى استعداد و دل مرده مىشود . عوام چه خوب مى گويند كه دست شكسته به كار مى آيد ولى دل شكسته به كار نمى آيد . آدم بى نشاط و دل مرده ، عضو رائد جامعه مىشود و اين معلم است كه به نوجوان و جوان شخصيّت مىدهد و هم اوست كه بايد بسيار مراعات اين مسئله را بنمايد . اين يك سال را كه معلم سر كلاس است بايد با بچه ها كار كند ، علاوه بر آن نيايد تنبل باشد و نبايد هم بگذارد كه تنبل باشند . بايد در حدّ توان آنان را تربيت كند و