تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
باشد ، آن هم لشگر اسلام ، پيروز نخواهد گرديد . اتفاقاً چنين نيز شد ، يعنى صبح روز بعد دو لشكر با هم تلاقى كردند و در همان ابتداى رزم تيرى از طرف دشمن به پيشانى حضرت زيد اصابت كرده و ايشان را به خاك انداخت . با اين واقعه تمامى لشكر پا به فرار گذاشتند و پس از آن بدن مطهر حضرت زيد توسط فردى در ميان نهرى دفن گرديد . اما با خبر جاسوسان ، بدن ايشان را در آورده و به مدت سه يا چهار سال در كوفه بر سر دار نگهداشتند .

زشتى گناه نزد بزرگان دين

يكى از نوادگان امام دوم عليه السلام در زمان معتصم عباسى قيام كرد ، اما مغلوب شده و به دست دشمن افتاد . او را با وضع بد و تحقير آميزى در حالى كه غل و زنجير به دست و پا داشت بطور بر عكس سوار بر الاغى كرده و از ميان كوى و برزن گذر دادند . راوى مى گويد : اين اعمال در وى تغييرى ايجاد نكرد . او را ديدم كه بسيار بشاش بود و زير لب ذكر « لا إله الا الله » مى گفت . آن هم در حالى كه مردم به وى مى خنديدند و دست مى زدند . ايشان به خاطر اسلام قد علم كرده بود و حال در ظاهر مغلوب شده يا غالب گردد در هر دو صورت غالب است . به قول قرآن شريف مغلوب شدن براى يك مسلمان معنا ندارد . زيرا مسلمان چه ظاهراً اسير شده و يا پيروز گردد در هر صورت غلبه با اوست . راوى مى گويد : زمانى كه ايشان را نزد معتصم بردند وى جسارت زيادى كرد ، اما باز در روحيه آقا تغييرى ايجاد نشده و به گفتن لا إله الا الله ادامه دادند . معتصم كه اين گونه ديد دستور داد مغنيه به مجلس آمده و جلسه گناه بر پا شود . تا زن رقاصه داخل شد آقا به قدرى ناراحت شدند كه گويى « ظهر الانكسار فيوجهه » دچار يك حالت پيرى زودرس گرديده و به شدت به گريه افتادند . آرى ، اين مرد خدا وقتى
بسوى حق (فارسى) — صفحة 66 | الشيخ حسين المظاهري