تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

اثر خطبه زينب سلام الله عليها در مردم كوفه

فردا زينب سلام الله عليها را به كوفه مى آورند . يزيديان قبلًا دستور اجتماع مردم را داده و گفتند اسراى كربلا را آورده اند . مردم آمده اند تا ببينند چه خبر است . بعضى ها مى دانند كه زينب كيست و بعضى نمى دانند . بعضى ها ناراحتند و بعضى مى خندند . البته مشخص نيست كه اين مراسم صبح انجام گرفته و يا عصر برگزار شده است . بعضى مى گويند اهلبيت را عصر وارد كوفه كردند زيرا از صبح تا عصر درصدد مهيا كردن و اجتماع مردم بودند . يعنى آل الله پشت دروازه كوفه معطل بودند تا مردم جمع شوند . على كل حال زينب مظلومه را وارد بازار كوفه كردند . مردم كف مى زنند و شعار مى دهند . زينب مظلومه ديد كه اينجا يكى از جاهايى است كه بايد ريشه بنى اميه را كند . لذا خطبه را شروع مى نمايد . خطبه اى چنان عجيب و جذاب كه ديگر صداى نفس كسى بيرون نمى آمد . آرى ، شايد در آنجا جمعيتى بيشتر از ده هزار نفر حضور داشت . اما زينب مىتواند صحبت كند . در همه مقاتل دارد كه با شروع سخنان زينب زنگها از كار افتاد و حتى آنها كه زينب را نشناخته اند به اين امر معترفند . همه حتى شترها ايستادند و اين كار را ولايت تكوينى زينب عليهاسلام انجام داد . سپس ايشان خطبه را شروع كرد كه ناگهان در وسط خطبه غلغله شد و همانها كه مى خنديدند به يكباره بر سر و روى خويش كوفتند . موهاى سر را كندند ، پيراهنها را دريدند ، داد زدند و فرياد كردند . آرى ، شورش شد و به همين دليل يزيديان گفتند كيست كه زينب را خاموش كند و شورا گرفتند . . .