بخش دهم
شروط برآوردن حاجت مؤمن
درباره ى اسكندر ذوالقرنين نقل مى كنند كه اگر روزى نمى توانست براى جامعه و مردم كارى انجام دهد ، بسيار نگران و ناراحت مى شد . پس اگر مى خواهيد دنيا و آخرتتان اصلاح شده و به مقام بلندى دست يابيد و بالاخره اگر مى خواهيد خداوند به اين صدا ندايتان دهد كه
« يا ايَّتُّها النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة ارْجِعي اليرَبّكَ راضية مَرضيَّة » ( فجر / و )
« اى صاحب نفس مطمئنه و اى كسى كه من از تو و تو نيز از من راضى هستى ، به نزدم بيا . »
گره از كار مسلمانان بگشايد . كارى بكنيد كه عمر شما وقف ديگران شده و ملكه اى پيدا كنيد كه بطور خودكار و ناخودآگاه شما را وادار به خدمت براى ديگرى نمايد .
البته لازمه ى خدمت به ديگران دو شرط است كه اين بحث پيرامون آنها مى باشد . يعنى برآوردن حاجت مسلمان اهميت بسيار داشته و اگر دل يك مسلمان را بدست آوريد ، دل امام زمان عليه السلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و بالاخره خشنودى خدا را بدست آورده ايد . اما دو شرط را در اين كار بايد مراعات نماييد .
حفظ آبروى اشخاص
شرط اول در كارى كه براى مؤمن انجام مىشود اينست كه منّتى بر شخص نگذاشته و بر وى تكبر نشود .
همچنين بايد نهايت سعى در حفظ آبروى شخص بشود . وقتى