« فاذا اجبته كنت اذاً سمعه الذييسمع به و بصره الذييبصر به و لسانه الذيينطق به و يده التييبطشن بها »
يعنى : « بنده به واسطه ى مستحبات به اندازه اى به من نزديك مىشود كه چشم و گوش و زبان او خدا گونه شد »
و نظيرش را در قدسيات مى خوانيم كه مى فرمايد :
« عبدي اطعنيحتي اجعلك مثلياقول كن فيكون تقول كن فيكون »
« بنده ام ، عبادت مرا كن كه در اين صورت به مقامى دست مى يا بى كه مانند من قادر به تصرف در تكوين خواهى شد . »
يعنى همانگونه كه من هر چه بخواهم مىشود ، تو هم هر چه بخواهى مىشود .
اگر چه روايت فوق از نظر سند قدسى مى باشد ، اما روايت اول از نظر سند عالى بوده و به هر حال مضمون هر دو اينست كه مستحبات انسان را در طى مسير قدرت بخشيده و او را بدانجا مى رساند كه جز خدا نبيند .
براى درك اين مطلب مى توان از مثال عوامانه اى استفاده نمود . مثلًا هنگامى كه مولى از بنده خويش آب مى خواهد ، آب بردن وظيفه ى بنده است ، اما بنده ى مؤدب آب را در ظرفى تميز و بسيار مؤدبانه در مقابل مولى گذاشته و آنچه كه موجب نزديكى او به مولايش مىشود آب نبوده ، بلكه ظرف تميز و رفتار مؤدبانه وى مى باشد . مستحبات نيز اينچنين است . خداوند عالم به نماز خواندن و يا اجتناب از گناه امر فموده و انجام اين امر وظيفه مى باشد . پس آنچه كه بنده را به خداوند نزديك مىكند . اجتناب از مشتهيات و زايد بر واجب است .
البته مراد از انجام مستحبات در حدى نيست كه انسان از جامعه منعزل شده و شبانه روز در خانه و يا مسجد به عبادت بپردازد . بلكه منظور اندازه اى است كه ضرر به ساير فعاليتهاى وى نخورد . به هر حال اهميت دادن به مستحبات لازم و واجب است . يعنى اگر انسان بخواهد به سوى حق سير نمايد ، حتماً بايد اين توشه را برگيرد و از همين
بسوى حق (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٢٥