تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
مى آيند . علماى علم اخلاق رفتار انسان با نفس خود را به فيل و فيلبان تشبيه كرده اند . شخصى كه سوار فيل است بايد مرتب توجه داشته باشد كه با چكش خود بر سر فيل بزند . انسان نيز بدين گونه بايد مواظب غرايز نفسانى خود باشد تا به سوى خدا بالا برود . وى نبايد خود را به دست شهوات نفس بسپارد ، بلكه بايد آنها را در خدمت خود گرفته و مركب خويش سازد . در اين صورت به جايى مى رسد كه : گفت جبرئيلا بيا اندر پيم گفت رو رو من حريف تو نيم بطور كلى انسان خليفةالله مى باشد . « انّيجاعِلٌ فياْلَارْض خَليفَة » ( بقره / ) و بايد داراى صفات خدايى باشد و البته قادر به يافتن چنين اوصافى خواهد بود ، ليكن به شرط اينكه به قول علماى علم اخلاق متوغل در مشتهيات نباشد ، يعنى تن پرور و شهوت ران نباشد . استراحت ، تفريح ، خوردن و آشاميدن ، كسب حلال و . . . براى انسان لازم است اما تا جايى كه حرص و طمع به دنبال نداشته باشد . نابودى جامعه مترف جامعه اى كه مترف ، مسرف و مبذر باشد نابود است . « وَ اذا ارَدنا ان نُهلِكَ قَرْيَةامَرَنا مُترفيها ففسقوا فيها فَحقَّ عَلَيْها القَوْلُ فَدَمَّرْنا ها تَدميراً » ( بنىاسرائيل / ) هنگامى كه عياشگر در قومى زياد شود آن قوم مستوجب عذاب شده و نابود مى شوند . در تاريخ مى بينيم كه بعضى از ممالك اسلامى مانند اسپانيا بخاطر عياشگرى از دست مسلمانان گرفته شد . روشن است كه جوانان تن پرور و يا شهوت ران نمى توانند در برابر دشمن قد علم كنند .