تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
همسايه خود باشد و فرضاً وقتى مى بيند همسايه اش چند كودك قدو نيم قد دارد در حد امكان او را يارى نمايد . يكى از تجار به اتفاق همسر خود به منزل مرحوم آيه الله صدر رضوان الله عليه مى رود . همسر وى كه براى ديدن همسر آقا آمده بود به اندرون رفته و درب را مى زند . همسر آقا با سر و وضعى معمولى درب را باز مىكند . همسر تاجر انتظار داشت خانم را با وضعيتى عالى و لباسهايى فاخر ببيند . لذا ايشان را نشناخته و به خيال اينكه او خدمتگزار خانه است سراغ خانم را مى گيرد . همسر آقا نيز خجالت كشيده و خود را معرفى نم كند و مى گويد خانم در منزل نيستند . ظهر آن روز مرحوم آيه الله صدر به اندرون مى آيند و همسر خود را ناراحت مى بينند . چون علت را جويا شدند خانم مى گويد : امروز همسر فلان تاجر براى ديدن من آمده بود ، اما چون لباسهايم مندرس بود خجالت كشيدم و خود را معرفى نكردم . آقاى صدر با شنيدن موضوع مى گويد : دروغ نگفتى ، زيرا خانم تو نيستى ، خانم آن كسى است كه چادرش دو وصله داشت . البته منظور اين نيست كه خانمها چادرشان وصله دار يا كهنه باشد اما توصيه مىشود كه در خريد البسه احتكار نكنند و نيز اشكالى ندارد كه خانمها طلا و زيور آلات داشته باشند اما اين نبايد موجب تفاخر به ديگران گردد . قرآن مى فرمايد : « وَ يُؤثِرُونَ عَليانْفُسِهِم وَ لَوْ كانَ بِهِم خَصاصَةٌ » ( حشر / ) اين آيه زمانى نازل شد كه اميرالمؤمنين عليه السلام مقدارى پول قرض كرده و در راه خانه به مقداد برخورد نمود . ايشان مشاهده