تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
ارضاء گردند ، اما در ضمن انسان بايد مواظب باشد كه تن پرور و مسرف نگردد . مُترَف كيست ؟ قرآن از افراد تن پرور و افرادى كه خود را به دست غرايز سپرده اند بعنوان مترف ياد مىكند و مى فرمايد اين گونه افراد بودند كه به جهت تن پرورى و اسير غرايز بودن منكر رسالت پيامبران مى شدند . « وَ ما ارْسَلْنا فيقَرْيَةمِنْ نَذيرٍ الّا قالَ مُتَرفُوها انّا بِما ارْسِلْتُم بِهِ كافِرُونَ » ( سبأ / ) يعنى : ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه مترفين در مقابل آنها ايستادگى كردند . مستضعفان ، كارگران و افراد عامه منكر پيامبران نشدند ، بلكه آنها كه رياست خود را در مخاطره مى ديدند مقابل پيامبران قرار گرفتند و به آزار و اذيت پرداختند و مانع از تبليغ رسالت شدند . در واقع دشمنان پيامبران تن پرورها و عياشها بودند . غرايز نه تنها مانع سير و سلوك مى باشد بلكه انسان را از تقوى باز مى دارد . " شريك " فردى متقى و زاهد بود كه متوكل عباسى اصرار داشت تا او را وارد دستگاه خودش نموده و پُست قاضى القضاتى را به وى بسپارد . اما شريك اين پيشنهاد را نمى پذيرفت . متوكل پس از ديدن امتناع او ، پيشنهاد كرد كه معلم فرزندانش شود . اما باز شريك قبول نكرد . متوكل كه چنين ديد او را به صرف ناهار دعوت كرد و غذاى مفصل و چرب و نرمى تدارك ديد . خدا نكند كه انسان آلوده به غذاى حرام گردد ، زيرا همين فرد باتقوا كه قاضى القضاتى مملكت را نپذيرفت تحت تأثير غذاى حرام قرار گرفته و با خود گفت چه مانعى دارد كه به فرزندان متوكل درس بدهم و يا قاضى القضاةشوم . پس هر دو مقام را پذيرفت .