متعددى براى خود تدارك مى بيند ، اما در عين حال از اين كار سير نشد و باز هم چشمش به دنبال زن مردم است .
انسان پول پرست نيز چنين است ، به طورى كه اگر شهرى را به او بدهند باز طمع شهر ديگرى را دارد . يا اگر فرضاً در قم خانه اى داشته باشد ، مى خواهد در تهران و اصفهان و تمام نقاط ايران خانه و زندگى داشته باشد و شايد به اين هم اكتفا نكرده و مى خواهد در خارج از كشور نيز داشته باشد . اين افراد هيچوقت سيرى ندارند اگر چه همه دنيا را نيز به او بدهند . به و قل حافظ شيرازى يا بايد صفت فضيلت و قناعت انسان را سير كند و يا خاك گور او را فرا بگيرد .
حدود غرايز از نظر اسلام
اگر انسان بخواهد به جايى برسد بايد توغل در مشتهيات نداشته باشد و در لذات دنيا خود را فرو نبرد . از نظر اسلام غرايز بايد ارضاء شوند ، اما به شرطى كه اسراف گرى در كار نباشد . قرآن مى فرمايد :
« كُلُو وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا » ( اعراف / )
بخوريد و بياشاميد ، اما اسراف نكنيد . زيرا در غير اين صورت براى سير و سلوك فاقد مركب خواهيد بود . اگر تن پرور بوده و خود را به دست شكم بسپاريد خواه ناخواه به حرام افتاده و تباه خواهيد شد .
در جاى ديگر قرآن مى فرمايد :
« وَ انكِحُوا الاياميمِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ امائِكُمْ انْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ » ( نور / )
اين خطاب به جامعه است ، يعنى جامعه بايد در امر ازدواج دختران و پسران مجرد اهتمام ورزد . پس شكى نيست كه غرايز بايد