عليه السلام بستند و تحمل اين امر بسيار مشكل است . مخصوصاً براى مردان و زنانى كه تلطف و عاطفه دارند . اگر فرزند كوچك شما چيزى بخواهد و شما قادر به برآوردن آن نباشيد بسيار مشكل است . لذا حضرت ابوالفضل عليه السلام كه در همه حمله ها ياور امام حسين عليه السلام بود آمده و گفت : برادرم ديگر نمى توانم صداى العطش ، العطش كودكان را بشنوم ، اجازه بدهيد كه بروم و آب بياورم . اما وقتى براين اين كار رفت او را به شهادت رسانيدند .
گر چه امروز بايد مصيبت عطش خوانده شود ، اما آن را براى وقتى ديگر گذاشته و مصيبتى مى خوانم كه آقا امام زمان ( عج ) براى آن گريه مىكند . زيارتى بنام زيارت ناحيه است كه امام زمان آن را بر سر قبر جد بزرگوارش حسين عليه السلام مى خواند و به وسيله يكى از نواب خاص به شيعه دستور داده شده كه آن را بخوانند . اين زيارت مربوط به اسب بى صاحب ابى عبدالله الحسين عليه السلام زمانى كه پشت خيمه هاى حرم آمده ، مى باشد . امام زمان مى فرمايد : جدا برايت گريه مى كنم و اگر اشك نداشته باشم خون مى گريم . آقا ابى عبدالله زمانى كه به ميدان مى رفتند پس از مدتى بر مى گشتند و با اهل حرم وداع مى گفتند و به زينب عليها سلام سفارش زنان و كودكان را مى نمودند . در وداع آخر دست ولايت به سينه زينب عليها سلام گذاشتند بطوريكه اطمينان دلى براى زينب پيدا شد و بعد سفارش كردند كه مواظب كودكان باش تا مبادا دشمن آنها را تازيانه بزند و يتيمى بر آنها اثر بكند . زينب نيز از آنجا كه داراى روح تعبد و تسليم نسبت به امام بود همانگونه كه امام خواسته بود عمل كرد .
بسوى حق (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٩